1. خانه
  2. /
  3. کتاب زائر نهر تینکر

کتاب زائر نهر تینکر

نویسنده: انی دیلارد
جدید
4.15 از 2 رأی

کتاب زائر نهر تینکر

Pilgrim at Tinker Creek
انتشارات: رایبد
٪5
550000
522500
معرفی کتاب زائر نهر تینکر

صبح از راه رسیده. نور روی آب می‌لغزد، حشره‌ای از سطح آن می‌پرد، چیزی در سایه تکان می‌خورد و ناپدید می‌شود. زنی ایستاده و نگاه می‌کند؛ نه برای ثبت زیبایی، نه برای یافتن آرامش؛ فقط برای دیدن آنچه هست، همان‌طور که باید باشد. زائر نهر تینکر روایت همین ایستادن است؛ روایتی از مواجهه با جهانی زنده، بی‌قرار و بی‌رحم. آنی دیلارد کنار نهر، با درختان، جانوران و نور پیش می‌رود و آن‌ها را نه به‌عنوان نماد، بلکه به‌مثابۀ حضورهایی واقعی پیش چشم می‌آورد؛ حضوری که هم‌زمان زایش و ویرانی را در خود دارد.

در این کتاب، دیدن کاری ساده نیست. هرچه نگاه ادامه می‌یابد، جهان روشن‌تر و درعین‌حال ناامن‌تر می‌شود. دیلارد نشان می‌دهد و کنار می‌کشد؛ نه نتیجه می‌گیرد و نه خواننده را به اطمینان می‌رساند. پرسش‌ها می‌مانند، سکوت‌ها می‌مانند و خواننده با آنچه دیده است تنها می‌ماند.

زائر نهر تینکر، داستان طبیعت نیست؛ داستان دیدن است. دعوتی است به مکث، به تماشایی دقیق‌تر و به پذیرش حیرتی که شاید تسلی‌بخش نباشد، اما چشم را بیدار می‌کند. اگر حاضر باشی مکث کنی و نگاه کنی، این کتاب تو را با خود به کنار نهر می‌برد.


درباره انی دیلارد
درباره انی دیلارد
انی دیلارد متولد سال ۱۹۴۵ در آمریکاست. خیلی زود و برای دومین کتابش، زائر نهر تینکر، جایزهٔ پولیتزر برد و به شهرت رسید. سبک او را ملهم و وامدارِ دیوید هنری ثورو، نویسندهٔ رمانتیک آمریکایی، و علی‌الخصوص شاهکار او، والدن، دانسته‌اند. بااین‌حال، دیلارد هیچ‌وقت تأثیرپذیری خودش از ثورو را تأیید نکرده‌است. دیلارد علاوه بر جستارنویسی، شعر و رمان نیز دارد و در کنار نویسندگی، ۲۱ سال در دپارتمان زبان انگلیسی دانشگاه وسلیان در کنتیکت تدریس کرده‌است. 
ویژگی های کتاب زائر نهر تینکر
  • برند‌ه‌ی جایزه‌ی پولیتزر 1975
قسمت هایی از کتاب زائر نهر تینکر

افسوس، طبیعت درست از همان مقوله‌هایی است که یک لحظه پیداست و لحظه‌ای دیگر نیست. ماهی‌ای برق می‌زند و پیش از آنکه به‌درستی دیده شود، مانند نمک، در آب ناپدید می‌شود. گوزن‌ها آنقدر بی‌صدا و ناگهانی غیب می‌شوند که گویی یک‌راست به آسمان رفته‌اند؛ درخشان‌ترین پرندۀ اریل یا بال‌زرین در میان برگ‌ها محو می‌شود. این ناپدیدشدن‌ها مرا به حیرت می‌اندازد و به سکون و تأمل وامی‌دارد؛ دربارۀ طبیعت می‌گویند که بدون تکلف و بی‌اعتنا پنهان می‌کند و دیدنْ موهبتی است که آهسته و رازآلود رخ می‌دهد، مثل رقصنده‌ای که فقط برای من، پرده از چهره‌اش برمی‌دارد، یکی‌یکی، آرام و بی‌صدا. چرا که در عین پنهان‌کاری، طبیعتْ پرده از خود نیز برمی‌دارد: یک لحظه پیداست و لحظه‌ای دیگر ناپیدا.

برف بارید. تمام دیروز برف بارید و آسمان هیچ‌گاه خالی نشد، هرچند ابرها آن‌قدر سنگین و پایین بودند که انگار یک‌باره می‌توانستند با ضربه‌ای فرود آیند. نورْ پراکنده و بی‌رنگ است، چون نوری که بر کاغذی داخل کاسۀ قلع بتابد. برف روشن به نظر می‌آید و آسمان تیره، اما درواقع آسمان روشن‌تر از برف است. بدیهی است چیزی که روشن می‌شود نمی‌تواند روشن‌تر از منبع روشن‌کننده باشد. نمایش کلاسیک این نکته ساده است: کافی است آینه‌ای را بر برف بخوابانی تا آسمان را بر سطحش بازتاب دهد، و با چشم آن مقدار نور را با نور برف مقایسه کنی. این کار کاملا درست است، حتی قاطع، اما خطای ادراک پابرجاست. تاریکی بر بالاست و روشنی زیر پایم؛ گویی وارونه در آسمان راه می‌روم.

در جهان، هفت‌هشت دسته پدیده هست که ارزش گفت‌وگو دارند و یکی از آن‌ها هواست. هروقت هوس کردی سوار ماشینت شوی و از میان کشور و از بالای کوه‌ها بگذری، به درۀ ما برسی، از روی نهر تینکر بگذری، در جاده بالا بیایی تا خانه، از حیاط عبور کنی، به در بکوبی و بخواهی بیایی تو و دربارۀ هوا صحبت کنی، خوش ‌آمدی. اگر امشب از شمال بیایی، دمی شگرف پشت‌سرت خواهد بود؛ میان تینکر و دد من از درۀ باغستانی، همچون قایق یخ‌پیمایی، سر می‌خوری. وقتی در را برایت باز کنم، شاید نتوانیم دوباره ببندیمش. باد در دره جیغ می‌کشد و خش‌خش می‌کند، صدا‌دار و بی‌صدا، چاله‌ها را خشک می‌کند و لانه‌ها را از درخت‌ها می‌کند.

طبیعت، پیش از ‌هرچیز، ولخرج است. باور نکنید وقتی می‌گویند طبیعت اقتصادی و صرفه‌جوست، چون برگ‌هایش به خاک بازمی‌گردند. آیا ارزان‌تر نبود اگر اصلا برگ‌ها را بر درخت نگه می‌داشت؟ همین کار ریزش برگ‌ها به‌تنهایی طرحی انقلابی است، زاییدۀ ذهن شیدای مالیخولیایی با سرمایۀ بی‌پایان. افراط! طبیعت هرچیز را دست‌کم یک بار امتحان می‌کند. این همان است که نشانۀ حشرات می‌گوید. هیچ شکلی آن‌قدر هولناک نیست، هیچ رفتاری آن‌قدر شگفتی‌آور نیست. اگر با ترکیبات آلی سروکار داری، بگذار ترکیب شوند. اگر جواب داد، اگر جانی در آن دمید، بفرستش تا در علف‌ها جیرجیر کند؛ همیشه جا برای یکی دیگر هست؛ تو خودت هم چندان خوش‌قیافه نیستی. این اقتصادی است ولخرجانه؛ هرچند هیچ‌چیز از دست نمی‌رود، همه خرج می‌شود.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب زائر نهر تینکر" ثبت می‌کند