1. خانه
  2. /
  3. کتاب وقتی باران بند می آید

کتاب وقتی باران بند می آید

3.4 از 1 رأی

کتاب وقتی باران بند می آید

When the Rain Ends
٪15
795000
675750
معرفی کتاب وقتی باران بند می آید
کتاب «وقتی باران بند می‌آید» نوشته‌ مری الن تیلور از آن رمان‌هایی است که بحران را نه در قالب حادثه‌های ناگهانی و پرهیاهو، بلکه در فرسایش آرام زندگی روزمره نشان می‌دهد. داستان حول زندگی دنی منچستر شکل می‌گیرد؛ زنی هنرمند که سال‌ها هویت خود را از طریق نقاشی، گالری هنری و زندگی ساحلی‌اش در اوتر بنکس تعریف کرده، اما حالا هم‌زمان با مرگ شوهر سابقش و آغاز نابینایی تدریجی، احساس می‌کند تمام چیزهایی که به آن‌ها تکیه داشته در حال فروپاشی‌اند. رمان از همان ابتدا وارد وضعیت ناپایدار شخصیت‌ها می‌شود و سعی نمی‌کند با دیالوگ‌های اغراق‌آمیز یا صحنه‌های ملودراماتیک، غم را بزرگ‌تر از چیزی که هست نشان دهد. اتفاقا یکی از ویژگی‌های مهم کتاب همین خویشتن‌داری احساسی آن است. دنی سوگوار است اما هنوز باید مادر باشد، تصمیم بگیرد، خانه بفروشد و برای آینده‌ای نامعلوم برنامه‌ریزی کند. دختر نوجوانش بلا هم در وضعیتی مشابه قرار دارد؛ او پدرش را از دست داده، از محیط آشنای زندگی‌اش جدا شده و حالا باید به جایی نقل مکان کند که هیچ تعلق خاطری به آن ندارد. مری الن تیلور رابطه‌ مادر و دختر را نه به شکل رابطه‌ای ایده‌آل و عاطفی، بلکه به عنوان رابطه‌ای خسته، پرتنش و گاهی خاموش تصویر می‌کند؛ رابطه‌ای که هر دو طرف در آن آسیب دیده‌اند، اما زبان مشترکی برای بیان این آسیب ندارند. همین نگاه باعث می‌شود رمان به تجربه‌ واقعی سوگ نزدیک‌تر شود؛ تجربه‌ای که معمولا بیشتر از آنکه با گریه و اعتراف همراه باشد، با سکوت، دلخوری و فاصله خودش را نشان می‌دهد.
بخش مهمی از فضای کتاب در مزرعه‌ای قدیمی در ویرجینیا می‌گذرد؛ جایی که دنی و بلا تصمیم می‌گیرند زندگی تازه‌ای را شروع کنند و یک سیلوی فرسوده را به آتلیه‌ هنری تبدیل کنند. این خط داستانی در ظاهر درباره‌ بازسازی یک ساختمان است، اما در لایه‌ زیرین، نقش بازسازی روانی شخصیت‌ها را بازی می‌کند. تیلور از همان ابتدا روی مفهوم «خانه» تاکید زیادی دارد، اما خانه در این رمان صرفا یک مکان فیزیکی نیست. برای دنی خانه جایی بوده که در آن احساس امنیت و کنترل داشته و حالا با از دست رفتن بینایی، حتی این احساس هم در حال نابود شدن است. برای بلا خانه همان ساحل، مدرسه و خاطرات پدرش بوده؛ چیزهایی که ناگهان از او گرفته شده‌اند. رمان به‌خوبی نشان می‌دهد که آدم‌ها بعد از بحران لزوما به نسخه‌ قبلی زندگی برنمی‌گردند؛ آن‌ها مجبورند شکل تازه‌ای از زندگی را بسازند، حتی اگر هنوز با آن احساس غریبی کنند. در این میان، طبیعت نقش مهمی در فضاسازی دارد. باران، باد، طوفان، زمین‌های خیس و جاده‌های خلوت روستایی مدام در پس‌زمینه‌ داستان حضور دارند و انگار آشفتگی درونی شخصیت‌ها را بازتاب می‌دهند. عنوان کتاب هم دقیقا از همین فضا می‌آید؛ «وقتی باران بند می‌آید» فقط اشاره به پایان سختی‌ها نیست؛ بیشتر درباره‌ لحظه‌ای است که شخصیت‌ها می‌فهمند شاید زندگی هیچ‌وقت کاملا آرام نشود، اما می‌توان وسط همان آشفتگی هم ادامه داد.
دنی فقط نگران نابینایی نیست؛ او از این می‌ترسد که دیگر نتواند همان آدم سابق باشد. برای یک هنرمند، از دست دادن بینایی صرفا یک محدودیت جسمی نیست، بلکه نوعی فروپاشی شخصی و حرفه‌ای است. مری الن تیلور این بحران را با جزئیات ظریفی نشان می‌دهد؛ مثلا لحظه‌هایی که دنی دیگر نمی‌تواند مثل قبل رنگ‌ها را تشخیص دهد یا وقتی مجبور می‌شود از دیگران کمک بخواهد، در حالی که تمام عمرش سعی کرده مستقل باشد. همین وابستگی تدریجی، اضطراب پنهانی در متن ایجاد می‌کند و در کنار این موضوع به شکل آرامی درباره‌ فرسودگی روانی هم حرف می‌زند. شخصیت‌ها خسته‌اند، اما نه به شکل نمایشی، آن‌ها فقط دیگر توان جنگیدن دائمی با زندگی را ندارند. حتی رابطه‌های تازه‌ای که در داستان شکل می‌گیرند، قرار نیست ناجی شخصیت‌ها باشند. مردی مثل جکسون وارد داستان می‌شود، اما نقش او نجات دادن دنی نیست؛ بیشتر شبیه کسی است که کمک می‌کند او دوباره حضور دیگران را در زندگی‌اش تحمل کند. این تفاوت مهمی است، چون رمان سعی نمی‌کند عشق را درمان قطعی بحران معرفی کند. بیشتر بر این ایده تمرکز دارد که آدم‌ها برای عبور از دوره‌های سخت، به ارتباط، حمایت و امکان دوباره اعتماد کردن نیاز دارند.
رمان وی این ایده ایستاده که گاهی انسان نمی‌تواند طوفان را متوقف کند، اما می‌توان یاد گرفت چگونه زیر باران دوام بیاوریم. شاید به همین دلیل است که فضای کتاب با وجود تمام تلخی‌هایش، حس فروپاشی کامل نمی‌دهد. چیزی در دل روایت مدام یادآوری می‌کند که بازسازی همیشه از دل ویرانی‌های بزرگ شروع نمی‌شود؛ گاهی از تصمیم‌های کوچک، از یک گفت‌وگوی ساده یا حتی از باز کردن پنجره‌ خانه‌ای قدیمی آغاز می‌شود.
درباره مری الن تایلر
درباره مری الن تایلر
مری الن تیلور که متولد جنوب(آمریکا) است، علاقه ای به ایالت زادگاهش ویرجینیا دارد که در داستان های زنانه معاصر او مشهود است. زمانی که او نمی نویسد، وقت خود را صرف پختن غذا، پیاده روی می کند.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب وقتی باران بند می آید" ثبت می‌کند