«پلیبوک» (The Playbook) کتابی طنزآمیز از جهان مجموعهٔ تلویزیونی «آشنایی با مادر» است که در ۲۰۱۰ به نام بارنی استینسون منتشر شد؛ همان شخصیتی که نیل پاتریک هریس در سریال بازی میکند. ناشر کتاب را رسما به نام بارنی استینسون و «با همکاری مت کوهن» عرضه کرده است؛ کوهن از نویسندگان مجموعه و مسئول «وبلاگ بارنی» بود. همین نحوهٔ انتساب، کلید فهم کتاب است: «پلیبوک» نمیخواهد اثری دربارهٔ بارنی باشد، بلکه وانمود میکند شیئی از درون جهان داستانی سریال مستقیما به دست خواننده رسیده است. کتاب از بیش از هفتاد و پنج «بازی» یا نقشهٔ آشنایی با زنان تشکیل شده؛ سناریوهایی که بارنی آنها را همچون دستورالعملهایی آزموده و معتبر ارائه میکند. برخی از مشهورترین نمونهها، مانند «لورنزو فون ماترهورن»، «خانم استینزفایر»، «تد موزبی»، «مسافر زمان»، «SNASA» و «غواص»، برای مخاطبان سریال آشنا هستند. هر نقشه بر ساختن هویتی جعلی، اجرای نمایشی حسابشده یا خلق موقعیتی نامحتمل استوار است تا بارنی بتواند زنی را تحت تأثیر قرار دهد. لحن کتاب نیز کاملا با شخصیت او هماهنگ است: خودشیفته، مطمئن، اغراقآمیز و گرفتار این تصور که قواعد زندگی را بهتر از همه فهمیده است. همین فرم، کتاب را از یک راهنمای واقعی روابط متمایز میکند. «پلیبوک» در ظاهر به زبان کتابهای خودیاری و راهنماهای موسوم به «هنر مخزنی» نوشته شده، اما آن زبان را تا حد کاریکاتور پیش میبرد. موفقیت بارنی همیشه نیازمند دروغی چنان پیچیده یا موقعیتی چنان غیرواقعی است که خود نقشه به بخش اصلی شوخی تبدیل میشود. کتاب بیش از آنکه مهارتهای ارتباطی آموزش دهد، منطق شخصیت بارنی را به شکل یک دستگاه منظم درمیآورد: جهانی که در آن رابطهٔ عاطفی میتواند به مجموعهای از تکنیکها، نقشها و عملیات قابل تکرار تقلیل پیدا کند. «پلیبوک» از این جهت ادامهٔ طبیعی «قانون رفاقت» (The Bro Code)، کتاب پیشین منتسب به بارنی استینسون، محسوب میشود. هر دو اثر یک بازی فراداستانی مشترک دارند. شخصیت خیالی خود را نویسنده معرفی میکند، ناشر نیز این قرارداد را حفظ میکند و خواننده وارد بازیای میشود که مرز میان کالای وابسته به یک سریال و شیئی واقعی از جهان آن سریال را محو میکند. حتی معرفی رسمی «نویسنده» نیز همان صدای متکبر و خودستای بارنی را ادامه میدهد. بااینحال، طنز کتاب یک محدودیت جدی دارد. اگر خواننده بارنی استینسون، قواعد رفتاری او و لحن «آشنایی با مادر» را نشناسد، بسیاری از شوخیها نیروی خود را از دست میدهند. تکرار ساختار نقشهها نیز میتواند پس از مدتی قابل پیشبینی شود. مسئلهٔ مهمتر این است که بسیاری از روشهای بارنی بر فریب، دستکاری و نگاه ابزاری به زنان استوارند. درون سریال، افراط شخصیت و پیامدهای رفتار او بخشی از سازوکار طنز است؛ اما جداکردن این دستورها از آن زمینه میتواند مرز میان هجو و توصیه را کدر کند. پس کتاب را نباید راهنمایی جدی برای رابطه یا آشنایی دانست، حتی اگر ظاهرش دقیقا چنین ادعایی داشته باشد. ارزش اصلی «پلیبوک» برای مخاطب مجموعه در تبدیل یکی از شوخیهای ماندگار بارنی به شیئی واقعی است. چیزی که در سریال بخشی از افسانهٔ شخصی او بود، حالا جلد، صفحه و فهرست دستورالعمل پیدا کرده است. بارنی همیشه میخواست زندگیاش شبیه مجموعهای از قواعد قطعی باشد؛ «پلیبوک» نسخهٔ چاپشدهٔ همان خیال است، با این تفاوت که هرچه قوانین او منظمتر میشوند، مضحکبودن جهانی که بر اساس آنها ساخته شده آشکارتر میشود.