بخش اصلی زندگی چیزهایی است که کمتر از آنها حرف زده میشود. نیاوردهاند که... متشکل از بیست داستان کوتاه واقعگرا است که هرکدام بهنوعی یکی از دردهای اجتماعی ایرانیان را بازگو میکنند. زبان نویسنده ساده، به دور از تکلف و صمیمانه است. شکل روایت در هر داستان با دیگری تفاوت دارد. گاهی از زبان راوی اول شخص، خستگیها و سرخوردگیها را میشنویم، لحظهای دیگر راوی دانای کل داستان ماجرایی فراجسنیتی را برایمان بازگو میکند و گاه معضلی جهانی را به چالش میکشد.
کی این چیزها را نوشته؟ لابد همان وقتها که به دیوار مشت میزده تا صدایش توی خانه بپیچد. چرا برای من نوشته؟ میگویند شمشیر و اسب مرد به پسر بزرگش میرسد، اما هیچجا نگفتهاند چیزی مال پسر کوچک است. بالای همۀ صفحهها نوشته: «نیاوردهاند که...»