کتاب جرئت و حقیقت به قلم محمدعلی جابری داستان زندگی آرمین، پسر ۱۸سالهای است که در شهری بزرگ میان دو سبک زندگی کاملا متضاد گیر افتاده است. محمدعلی جابری در این کتاب از زاویهی دید اولشخص، ذهن و احساسات آرمین را دنبال کرده است؛ پسری که هم پای ثابت مهمانیهای مختلط، رابطههای متعدد و چشمچرانی است و هم در عمق وجودش با یاد پدر شهید، نگاه مادر مذهبی و عکس شهدا در اتاقش دستوپنجه نرم میکند.
فضای خانهی سادهی آرمین، مدرسه، خیابانها، مهمانیهای شبانه، بازداشتگاه و کانون اصلاح و تربیت در کتاب جرئت و حقیقت نشان میدهند یک نوجوان چگونه میتواند در فاصلهی کوتاهی از یک بچههیئتی تا مخزن حرفهای تغییر کند. داستان حاضر مسیر سقوط و بازگشت آرمین را روایت کرده است؛ از اولین مهمانی و آشنایی با فریبا و شیوا تا تصادف، بازداشت در کلانتری، شنیدن حدیثها و نصیحتهای سرهنگ، درگیری با مادر، رابطه با چندین دختر، حادثهی درگیری با برادر شبنم و فرار به مشهد.
داستان بلند جرئت و حقیقت سفر آرمین به حرم امام رضا (ع)، گفتوگو با مشاور دینی، بازگشت، رضایتگرفتن از خانوادهی مرتضی، حضور در کانون اصلاح و تربیت و سپس شرکت در اردوهای مذهبی را دنبال کرده است. در خلال این فرازونشیبها گفتوگوهای طولانی آرمین با سعید، مادر، مشاوران و مربیها بحثهایی دربارهی لذت، بهشت و جهنم، توبه، خانواده، طلاق، اعتیاد و رابطهی دختر و پسر را شکل داده است.