بدبینی امیدوارانه مفهوم متناقضی نیست، اتفاقا دیدگاهی است که میتواند عملا زمینهساز تعهد اخلاقی و سیاسی باشد. وضعیت جهان اطرافمان روزبهروز آشفتهتر میشود و بااینحال اغلب از ما انتظار میرود خوشبین و امیدوار بمانیم. انگار تهدید اصلی بدبینی و ناامیدی است، نه فجایع انسانی و زیستمحیطی. اما مارا فان در لوخت این رویکرد را موثر نمیداند: وقتی جهان در آستانۀ فروپاشی است، خوشبینی محض دیگر نمیتواند فضیلت باشد و چهبسا همین مثبتنگری خام و سادهدلانه از بزرگترین و خطرناکترین ضعفهای زمانۀ ماست. در عصر آشوبهای سیاسی و اجتماعی و بحرانهای اقتصادی و اقلیمی، فضیلتی که به آن نیاز داریم «بدبینی امیدوارانه» است.
کتاب با رجوع به آثار ادبیان و اندیشمندان، از ولتر و شوپنهاور گرفته تا پو، کامو و تالکین از ما میخواهد خوشبینی و بدبینی، امید و ناامیدی، کنشگری و سوگواری را در پرتوی تازه ببینیم. از نظر فان در لوخت بدبینی بهلحاظ تاریخی پیوند تنگاتنگی با کنشگری اخلاقی و سیاسی داشته است. او با بیانی همدلانه و درعینحال صریح و قاطعانه نشان میدهد بدبینی با امید منافاتی ندارد و آنچه باید از قیدش رها شویم تقدیرباوری یا تسلیم شدن از سر خودخواهی و راحتطلبی است. بدبینی به معنای بزدلی یا بیانگیزگی نیست و از قضا میتواند با پذیرش رنج، محدودیت و شکست در حکم واقعیتهایی گریزناپذیر، به ما شهامت و عزم مبارزه بدهد.
مارا فان در لوخت فیلسوف و مدرس دانشگاه سنتاندروز در اسکاتلند است. حوزهٔ پژوهش او فلسفهٔ اخلاق، تاریخ اندیشهٔ مدرن و فلسفهٔ رنج است. او در آثارش به پرسشهای بنیادینی دربارهٔ زندگی، رنج، امید و مسئولیت انسان پرداخته است. فان در لوخت با بهرهگیری از رویکردی تلفیقی میان فلسفهٔ تاریخی و دغدغههای معاصر، جایگاهی متمایز در میان فیلسوفان نسل جدید یافته و آثارش بهمنزلهٔ تلاشی جدی برای بازاندیشی در مفاهیمی چون رنج، آفرینش و امید، مورد توجه قرار گرفته است.