پسرکوچولوی بازیگوش قصه ما سر از محاکمه حیوانات درآورده است و حالا تازه میفهمد با آب ریختن توی لانه مورچهها و رنگآمیزی گربه سر کوچه چه دسته گل های بزرگی به آب داده است. وقتی سلطان جنگل میخواهد این پسرک سر به هوا را مجازات کند، آب دهان پسرک خشک شده و به بلاهایی که سر حیوانات بی نوا آورده فکر میکند. تا اینکه با پادرمیانی پروانه مهربان مجازات پسرک از اشد مجازات به یک تنبیه بامزه و سخت تغییر میکند.
حالا این پسرک قرار است از چیزهایی بنویسد که میتوانیم از حیوانات یاد بگیریم. بهتان قول میدهم تابهحال به ویژگیهای حیوانات از نگاه یک پسربچه نگاه نکردهاید. از نگاه یک بچه پرندهها خیلی مهرباناند چون کلی وقت میگذارند و تخم ها را گرم میکنند تا جوجه شوند و یک عالمه مراقبشان هستند. یا حتی مگس، شما اصلا به سماجت خاص مگس دقت کردهاید؟ اما یک پسربچه بازیگوش از این ماجرا هم به سادگی نمیگذرد.
نویسنده کتاب «از حیوانات چه می آموزیم» با یک ماجرای طنز و بامزه، به بچه ها یاد داده است که چطور مراقب محیط اطراف و حیوانات دور و برشان باشند. و در جریان کتاب بچهها را با ویژگی منحصر به فرد حیوانات آشنا کرده است که میتوان با حکمت خدا و دانایی پروردگار گره محکمی در این بحث زد و با بچه ها سهیم شد. در مجموع این کتاب، یک ماجرای شیرین و آموزنده است و یکی از موضوعات روز را به زبان کودکانه مطرح کرده است.