1. خانه
  2. /
  3. کتاب ندای هستی

کتاب ندای هستی

3.9 از 1 رأی

کتاب ندای هستی

در باب تنانگی زیست اخلاقی
Nedaye Hasti
٪15
990000
841500
معرفی کتاب ندای هستی
«ندای هستی: در باب تنانگی زیست اخلاقی» مجموعه‌ای از نوشته‌های دیوید کلاینبرگ‌لوین، فیلسوف و استاد بازنشستهٔ دانشگاه نورث‌وسترن، است که با ترجمهٔ رضا توانا از سوی نشر نقد فرهنگ منتشر شده است. مسیر این کتاب را بیش از هر چیز می‌توان از نحوهٔ حرکت آن میان بدن و اندیشه فهمید: دیدن، شنیدن، لمس‌کردن، گرفتن، اشاره‌کردن و دیگر کنش‌هایی که معمولا در حاشیهٔ بحث‌های فلسفی قرار می‌گیرند، نزد لوین به محل ظهور مسئله‌ای بنیادی بدل می‌شوند. پرسش او این است که آیا فهم ما از هستی پیش از آنکه در قالب مفهوم و گزاره بیان شود، در شیوهٔ بودن بدن ما در جهان حضور ندارد؟ لوین سال‌هاست بر همین مرز میان پدیدارشناسی، اخلاق و تجربهٔ تنانه کار می‌کند. کتاب‌هایی دربارهٔ یادآوری هستی توسط بدن، دیدن، شنیدن و ژست‌های زندگی اخلاقی در کارنامهٔ او دیده می‌شود و «ندای هستی» این دغدغهٔ مستمر را در مواجهه‌ای انتقادی با هایدگر دنبال می‌کند. مسئله برای او یافتن چند اشارهٔ پراکنده به بدن در آثار هایدگر نیست. او می‌خواهد نشان دهد تعابیری چون «گوش‌سپردن»، «دیدن»، «دست»، «گرفتن» یا «سکونت» را نباید فورا به استعاره‌های انتزاعی تبدیل کرد؛ این واژه‌ها ریشه در موجودی دارند که فهمش از جهان همواره بدنی است. از همین نقطه نسبت بدن و اخلاق پدیدار می‌شود. لوین اخلاق را نخست در سطح قواعد و داوری‌های عقلانی جست‌وجو نمی‌کند. برای او شیوهٔ نگاه‌کردن به دیگری، کیفیت گوش‌دادن، نحوهٔ لمس‌کردن یا فاصله‌گرفتن، و حتی عادت‌های حرکتی ما می‌توانند حامل نوعی جهت‌گیری اخلاقی باشند. بدن در این تلقی مخزن عادت‌هایی است که برخی از آن‌ها ما را نسبت به دیگری و طبیعت گشوده‌تر می‌کنند و برخی دیگر جهان را به مجموعه‌ای از اشیای قابل مصرف و کنترل فرومی‌کاهند. بنابراین «تنانگی زیست اخلاقی» به این معناست که اخلاق پیش از صورت‌بندی نظری، در شکل حضور ما میان موجودات آغاز می‌شود. این خوانش در گفت‌وگو با هایدگر باقی نمی‌ماند. مرلوپونتی برای لوین اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا پدیدارشناسی بدن او امکان می‌دهد دوگانگی سخت ذهن و بدن سست شود و ادراک به‌صورت رابطه‌ای زنده با جهان فهمیده شود. در نوشته‌های متأخر لوین، این خط فکری با مسئلهٔ «بیناتنانگی» و تجربهٔ آغازین کودک پیوند می‌خورد: کودکی که هنوز تمایزهای تثبیت‌شدهٔ اجتماعی و مفهومی رابطه‌اش با دیگران و طبیعت را کاملا سازمان نداده‌اند. لوین از «یادآوری» این سطح پیشاتأملی سخن می‌گوید؛ یادآوری نه به معنای بازگشت نوستالژیک به کودکی، بلکه به‌عنوان بازیابی ظرفیتی برای همدلی، مراقبت و گشودگی نسبت به دیگری. یکی از امتیازهای کتاب همین جابه‌جایی مرکز ثقل فلسفه از آگاهی انتزاعی به بدن درگیر با جهان است. لوین هایدگر را همچون متفکری تمام‌شده تفسیر نمی‌کند؛ او از امکاناتی استفاده می‌کند که به نظرش در فلسفهٔ هایدگر وجود دارند اما به‌قدر کافی پرورش نیافته‌اند. این شیوه به کتاب نیروی نظری می‌دهد، زیرا بحث دربارهٔ هستی را به مسئلهٔ مسئولیت، طبیعت، دیگری و شکل زندگی وصل می‌کند. در عین حال، همین نقطه محل آسیب‌پذیری خوانش او نیز هست. منتقدان می‌توانند بپرسند آیا لوین گاهی بیش از آنچه خود متون هایدگر اجازه می‌دهند، نوعی پدیدارشناسی بدن و جهت‌گیری اخلاقی از آن‌ها استخراج نمی‌کند. حتی خوانش او از نزدیکی هایدگر و مرلوپونتی بر یک تفسیر مشخص و قابل مناقشه استوار است. با این همه، اهمیت «ندای هستی» دقیقا در همین جسارت تفسیری است. کتاب از خواننده می‌خواهد تصور کند که شاید نسبت ما با هستی در فاصله‌ای بسیار نزدیک‌تر از مفاهیم فلسفی شکل می‌گیرد: در چشمی که چگونه نگاه می‌کند، گوشی که به چه چیزی مجال شنیده‌شدن می‌دهد و دستی که می‌تواند چیزی را تصاحب کند یا با احتیاط لمس کند. اگر اخلاق جایی در بدن ما رسوب کرده باشد، پرسش از «چگونه زیستن» پیش از هر پاسخ نظری، به کیفیت همین حرکات کوچک بازمی‌گردد.
درباره دیوید کلاینبرگ لوین
درباره دیوید کلاینبرگ لوین

دیوید کلینبرگ-لوین (متولد ۶ آوریل ۱۹۳۹) فیلسوف آمریکایی و استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه نورث وسترن است. او به خاطر آثارش در مورد فلسفه اروپای قاره‌ای قرن نوزدهم و بیستم شناخته شده است. تمرکز اصلی او، که تا حدودی تحت تأثیر فریدریش شیلر است، شکل‌گیری رویکردی به اخلاق و زندگی اخلاقی با تأکید بر ادراک و احساس است. در سال ۲۰۰۵، او به عنوان استاد بازنشسته از دانشگاه نورث وسترن بازنشسته شد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب ندای هستی" ثبت می‌کند