کتاب ایکاروس

Ikarus
و داستان های دیگر از نویسندگان آلمانی زبان
کد کتاب : 19483
مترجم :
شابک : 978-9646207837
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 568
سال انتشار شمسی : 1395
سال انتشار میلادی : 2016
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 16 مرداد

معرفی کتاب ایکاروس اثر مجموعه ی نویسندگان

کتاب پیش رو مجموعه ای است از داستان های کوتاه با نام "ایکاروس و داستان های دیگر از نویسندگان آلمانی زبان" که بیش از صد و سی قصه به قلم بیش از سی نویسنده را به صورت منتخب در بردارد. در این میان از معروف ترین نویسندگانی که آثارشان در مجموعه ی "ایکاروس و داستان های دیگر از نویسندگان آلمانی زبان" آمده می توان به "آرتور شنیتسلر"، "هرمان هسه"، "فرانتس کافکا"، "برتولت برشت"، "هاینریش بل" و "توماس برنهارد" اشاره کرد. در این مجموعه همچنین داستانی از "الفریده یه لی نک" با نام "ایکاروس، یک موجود والاتر" آمده است که عنوان مجموعه از آن گرفته شده است.
آنچه امروز به عنوان داستان کوتاه در ادبیات آلمان شناخته می شود، فرم ادبی است که عمده ی قدرت آن به قرن بیستم بر می گردد. این ابزار قدرتمند ادبی که در خدمت بیان دغدغه های فلسفی و اجتماعی بود، در ابتدا از نمونه های آمریکایی اش الهام گرفت اما نمی توان نقش فرم های بومی کهن را در شکل گیری آن انکار کرد؛ فرم هایی که به قرون وسطی و حتی قبل تر از آن برمی گردند و شامل افسانه ها، لطایف، رمان و داستان های عاشقانه بودند. مجموعه ی "ایکاروس" از چنین رویکردی برخوردار است و علاوه بر تاکیدی که بر ادبیات مدرن دارد، از خاستگاه داستان های کوتاه در قرن هجدهم تا بیستم کشورهای اتریش، سوئیس و آلمان، نمونه هایی را هر چند کوتاه جمع آوری نموده است.
این مجموعه بر اساس تاریخ تولد نویسندگان تدوین شده است و روایت های آن از درون مایه های روان شناختی، سیاسی، اجتماعی، تعلیمی و شاعرانه برخوردارند.

کتاب ایکاروس

قسمت هایی از کتاب ایکاروس (لذت متن)
دیکتاتور از بین بیش از صد متقاضی، یک نفر کفش پاک کن انتخاب می کند و به او دستور می دهد که جز تمیز کردن کفش های او دست به هیچ کار دیگری نزند. این کار به مرد ساده و دهاتی خیلی می سازد، به سرعت وزن اضافه می کند و در طی سالیان، تفاوت او با اربابش - او فقط از دیکتاتور فرمان می برد- کم و کمتر می شود، چنان که دیگر از لحاظ ظاهر تقریبا با هم مو نمی زنند. شاید به دلیل آن که کفش پاک کن همان غذایی را می خورد که دیکتاتور. چیزی نمی گذرد که کفش پاک کن دقیقا همان دماغ چاقی را دارد که دیکتاتور و بعد از آن که موی سرش می ریزد، همان جمجمه ای را دارد که دیکتاتور. از صورتش دهانی گوشتالو و برجسته بیرون زده است و وقتی پوزخند می زند، دندان به نمایش می گذارد. همه، حتی وزرا و معتمدین دیکتاتور از کفش پاک کن می ترسند. شب ها در حالیکه چکمه به پا دارد، پاها را ضربدری روی هم می اندازد و ساز می نوازد. برای خانواده اش نامه های طولانی می نویسد و به این ترتیب آوازه اش در تمام کشور پخش می شود...