کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین 4

Sword Art Online
سائو - رمان های راحت خوان 4

مشخصات کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین 4
مترجم :
شابک : 978-6002966360
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 199
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 فروردین

Sword Art Online
سائو - رمان های راحت خوان 1

مشخصات کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین
مترجم :
شابک : 978-6002965981
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 227
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 فروردین

Sword Art Online
سائو - رمان های راحت خوان 2

مشخصات کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین 2
مترجم :
شابک : 978-6002965653
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 159
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 فروردین

Sword Art Online
سائو - رمان های راحت خوان 3

مشخصات کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین 3
مترجم :
شابک : 978-6002966353
قطع : پالتویی
تعداد صفحه : 176
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 24 فروردین

معرفی کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین اثر رکی کاواهارا

این کتاب در دسته رمان های راحت خوان که یک راس از مثلثی است که دو راس دیگر آن را “انیمه” و “مانگا” شکل می دهند جای می گیرد. این دسته از رمان ها باید در کمال سادگی و روانی چیزی از فلسفه و اخلاقیات را در خود جای بدهند به نوعی که خواننده برای مطالعه آن به سختی نیفتد. هنر شمشیر زنی آنلاین روایت گر ماجرایی است که از یک بازی مرگبار نشئت می گیرد، یک بازی در دنیای مجازی که مردن در آن فرد را در دنیای حقیقی هم به کام مرگ می کشاند.

کتاب اول : بازی در قلعه ای شناور در صد طبقه انجام می شود، هر بازیکن باید با مبارزاتی دشوار و نفسگیر خود را به طبقات بالاتر برساند و این راه بی پایان را با موفقیت طی کند. همه چیز طوری طراحی شده که به نظر می رسد افراد به دنیایی واقعی وارد می شوند و می توانند در آن جا دوستانی داشته باشند؛ مثل شخصیت اصلی کتاب یعنی کریتو که در همین بازی با دختری به نام کلین آشنا شده است.
در مرحله ای از مبارزه به نظر می رسد همه افراد ترجیح داده اند تا در روستا بمانند شاید کسی بازی را پاک کند و آن ها رها شوند اما کریتو هر روز به تنهایی مبارزه می کند تا شاید بتواند افراد گرفتار در این بازی را نجات بدهد.

کتاب دوم : کریتو-کان برای ادامه بازی و به پایان رساندن مراحل، پس از شکستی که پشت سر گذاشته باید مطابق حرفی که زده به یک رسته بپیوندد؛ اما برای پیوستن به این رسته قرار است مورد آزمون قرار بگیرد، آزمونی که در آن کورادیل دست به حیله ای انتقام جویانه می زند و با فلج کردن همه افراد به غیر از خودش تنها به قصد جان کریتو-کان جان دو نفر دیگر را هم می گیرد. مرگ به کریتو-کان نزدیک شده است، این مردن هرچند جان او را در دنیای حقیقی هم می گیرد اما برایش چندان اهمیتی ندارد، تنها چیزی که آزارش می دهد آسونا و ترس از آینده ای است که می تواند چنین مرگی را برایش رقم بزند.

کتاب سوم : سیلیکا دختری نوجوان و یکی از معدود رام کنندگان هیولاست؛ پینا نام هیولایی است که رام او شده و همراه او به حساب می آید؛ اما بی تجربگی دختر و قرار گرفتن در شرایطی سخت باعث می شود پینا بمیرد؛ این در حالی است که تنها یک پر از او به جا می ماند، این پر دقیقا قلب هیولاست که اگر سیلیکا به قلعه خاطرات مراجعه کند می تواند در فرصت زمانی محدود او را دوباره زنده کند. قلعه خاطرات به سطحی بالاتر از سطح سیلیکا نیاز دارد و به همین دلیل است که کریتو تصمیم می گیرد به دخترک کمک کند و سیلیکا به او اعتماد می کند.

کتاب چهارم : آسونا و کریتو مدتی است که با هم ازدواج کرده اند، شش ماهی که آسونا با کریتو آشنا شده همه چیز را برایش عوض کرده و حالا حتی اگر در بازی بمیرد هم حسرتی به دلش نمانده است. آن ها قرار است با یکدیگر به جنگلی بروند که می گویند شبحی در آن پرسه می زند، آسونا از شنیدن اسم شبح هم وحشت زده می شود اما تصمیم می گیرد همسرش را همراهی کند؛ بر خلاف تصور آن ها چیزی که در جنگل می بینند یک روح نیست، بلکه دختر بچه بسیار کوچکی است که حتی سنش برای ورود به بازی مجاز نیست. دختر تنها لحظه ای بعد از اینکه آسونا و کریتو او را می بینند بی هوش می شود و زوج جوان باید منتظر بمانند تا از همه چیز سردر بیاورند.

کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین

قسمت هایی از کتاب هنر شمشیر زنی آنلاین (لذت متن)
یک ماه از بازی گذشته و دو هزار نفر مرده بودند. هر امیدی به نجات دهنده ای از بیرون بازی از بین رفته و حتی یک پیام هم نرسیده بود. به چشم خودم چیزی ندیده بودم اما می گفتند حمله ی وحشت و دیوانگی بازیکنان وقتی متوجه شده بودند امکان برگشت ندارند، باورکردنی نبوده است. بعضی ها گریه و بعضی ها ناله می کردند و حتی بعضی ها زمین شهر را می کندند و می گفتند قصد تخریب این دنیا را دارند. البته، همه ی ساختمان ها غیر قابل تخریب بودند و هرگونه تلاشی در این مورد بی نتیجه و محکوم به شکست بود. می گفتند روزها طول کشیده تا بازیکنان موقعیت را بپذیرند و به فکر چاره بیفتند.

سیلیکا به کریتو نگاه کرد، حس می کرد نباید به گل دست بزند. کریتو لبخند ملایمی زد و سر تکان داد. سیلیکا هم در جواب سر تکان داد، بعد جلو رفت و دست راستش را به سمت گل پیش برد. به محض اینکه دستش به ساقه گل خورد، ساقه ای که تا چند لحظه پیش مثل تار ابریشم نازک بود، مثل یخ سفت شد و تنها شکوفه ی گل بین دستان او باقی ماند. به آرامی آن را برداشت. نفسش را فرو داد و اسمش بی صدا در پنجره ی دید او نمایان شد: «گل پاناما.» «حالا… می تونیم پینا رو برگردونیم…» «آره، فقط باید قطره آبی که وسط گل هست رو روی آیتم قلب بریزی. اما اینجا کلی هیولای سطح بالا و قوی داره، پس بهتره که وقتی به روستا برگشتیم این کار رو بکنیم. بیا زودتر برگردیم.»

«تقریبا یک ماه بعد از شروع بازی، تصمیم گرفتم کمک کنم بازی زودتر تموم بشه و توی میدون شروع به تمرین کردم، اما… یه روز یکی از این بچه ها رو گوشه ی خیابون دیدم و دیگه نتونستم تنهاش بذارم. بچه رو با خود آوردم و توی مهمون خونه با هم زندگی می کردیم، بعدش فکر کردم بچه های دیگه ای رو هم که مثل اون بودن یه جا جمع کنم، توی شهر گشتم و پیداشون کردم. قبل از اینکه به خودم بیام اوضاع این طوری شد که می بینین. واسه همین… شاید کسایی مثل شما که توی طبقات بالایی مبارزه می کنین فکر کنین جا زدم و این فقط عذر و بهونه ست.» «این طور… این طوری نیست.» آسونا سر تکان داد سعی می کرد کلمات مناسبی بیابد اما انگار صدا در گلویش گیر کرده بود. کریتو کنترل اوضاع را در دست گرفت و گفت: «اصلا این طور نیست. مبارزه ی شما واقعا دلیرانه ست… خیلی بزرگ تر از امثال منه.» «خیلی ممنونم. اما این کار رو فقط از سر وظیفه شناسی نمی کنم. زندگی کردن با این بچه ها واقعا خیلی لذت بخشه.» ساشا لبخند شیرینی زد و به یوئی که در آرامش هنوز خواب بود نگاه کرد.