موضوع محوری «خطاط ولتر» کشمکش میان حقیقت، قدرت و زبان است. داستان از زبان خطاط جوانی روایت میشود که خود را تنها مسئول خوانایی و وضوح کلمات میداند، نه حقیقت آنها. اما مأموریتهایی که ولتر بر دوش او میگذارد، این باور را درهم میشکند. در جهانی که حقیقت قربانی قدرت و جهل میشود، خطاط به تدریج درمییابد که زبان نه وسیلهی صرف ارتباط، بلکه کارزار قدرت و حقیقت است.
رمان پرسشهایی بنیادین دربارهی هویت، تعصب، حافظه و آگاهی را مطرح میکند بدون آنکه پاسخهایی قطعی ارائه دهد. توطئهی فرقهای مذهبی که در پی گسترش نفوذ سیاسی خود است، لایههای پیچیدهای از نیرنگ، تفسیر و تحریف را آشکار میسازد. شخصیتهای متعدد از راهبان و فیلسوفان تا جاعلان و مخترعان هرکدام در این میدان نبرد جایگاهی دارند. نویسنده نشان میدهد که چگونه کلمات میتوانند هم ابزار روشنایی باشند و هم سایهی تاریکی بیافرینند. این رمان در نهایت خواننده را با این پرسش تنها میگذارد که در میان تفسیرهای قدرتطلبانه، حقیقت کجا پنهان است و چه کسی صلاحیت نگهبانی از آن را دارد.