گاهی زندگی شبیه به یک سقوط آزادبیپایان به نظر میرسد؛جایی که احساس میکنی تمام درها بسته شده و خیابان، تنها پناهگاه سردتنهاییات شده است.کتابی که در دست دارید،نه یک داستان تخیلی،بلکه روایتی واقعی و تکاندهنده از زندگی«کامیل آلن»است؛دختری که از تاریکترین گوشههای بازداشتگاه و بیخانمانی،راهی به سوی بیکرانگی آسمان گشود.ترجمهی این اثر برای من، سفری بود میان امید و ناامیدی،تا به تمام کسانی که فکر میکنند«دیگر دیر شده است»، ثابت کنم که هیچ دیواری آنقدر بلند نیست که نشود از آن پرواز کرد.کامیل به ما میآموزد که گذشته، هرچقدر هم سیاه،نمیتواند مسیر آینده را برای کسی که به رویاهایش ایمان دارد،سد کند.این کتاب دعوتی است برای تمام نوجوانانی که در میان هیاهوی مشکلات،به دنبال پیدا کردن«فرمان زندگی»خود هستند.امیدوارم با خواندن این صفحات،باور کنید که حتی از دل سنگفرشهای سخت خیابان هم میتوان تیکآف کرد و به اوج رسید.یادتان باشد، آسمان برای کسی که جرئت پریدن دارد،همیشه جا دارد.