... دائم باید منتظر باشیم که بریزندمان به هم... یک روز در خوابگاه، یک روز در دادگاه، در اتاق مشاوره، در اجرای احکام... مدام زیر و رویمان می کنند ، چپ و راستمان می کنند، الک مان می کنند دولک مان می کنند تا بدها و خوب هایمان را از هم جدا می کنند ، تا از خود بی خود شویم، تا اصلاح و تربیت شویم.
شده ایم مثل یک جدول کلمات به هم ریخته: سونا، غزال، ترانه؛ اکرم، اعظم، عطیه، رحیمه، محترم، بهاره، سوری ، سو گند، سمانه؛ مریم، مینا، زیبا، و من و دیگران... همه به هم ریخته... .
کتاب, داستان زندگی دختر نوجوانی است که به سبب مشکلات و اختلافات خانوادگی از خانه میگریزد. او در پی رویاهای خود به تهران میرود اما مناسبات خاص اجتماع, او را به دختری بذهکار بدل میکند و.....