این کتاب شامل شانزده داستان از نویسندگان مختلف است. در توضیح پشت جلد کتاب آمده است: «استنباط داستاننویسان این مجموعه، از داستان تا حدی با هم متفاوت است و به همین دلیل امکانات شکلی و معنایی و تاویلی هر کدام از داستانها هم باهم متفاوت است. البته این تفاوتها دلیلی بر ضعیف یا قوی بودن داستانها نیست، بلکه نشاندهندهی استقلال رای نویسندگان و تلقی متفاوت آنها از داستان است. از همین رو تنوع داستانها باعث شده است که خوانندگان مختلف با دیدگاههای مختلف بالاخره داستان یا داستانهایی را در این مجموعه هماهنگ با سلیقهی خود بیابند و از آنها لذت ببرند.» در بخشی از داستان «پریشان در باد» از این مجموعه میخوانیم: «تا میبینی مثل همیشه روی چارپایهاش روبهروی بوم نقاشی نشسته است، میلرزی. نفسات را حبس میکنی و با خودت میگویی: "نباید هول شوم." در را پشت سرت میبندی. میدانی باید بدون معطلی حرفت را بزنی، پیش از آنکه نگاه کنجکاو او از بالای شیشهی عینکش دچار تردیدت کند، مثل دیروز و پریروزها. سلام و احوالپرسی میکنی. کوتاه و مختصر. در جوابت چند بار سر تکان میدهد. مواظبی تابلوهای روی دیوار نگارخانه توجهات را جلب نکند. خوشبختانه تابلوی زنی که وسط زمین چاک چاک کویر ایستاده و باد موهاش را بازی داده، پشت سرت قرار دارد.»