1. خانه
  2. /
  3. کتاب رویای زمانه

کتاب رویای زمانه

1 از 1 رأی

کتاب رویای زمانه

مجموعه ملکوت
The Dream of the Age
انتشارات: نشر ثالث
ناموجود
467500
معرفی کتاب رویای زمانه

اتاق تاریک بود و زن توی تاریکی اتاق خوابیده بود. لباسی سیاه به تن داشت و لباس کوچک نوزادی را روی سینه ‌اش نگه داشته بود. صورتش تکیده و خسته بود. اخم‌ هایش گره خورده بود و زیر لب ناله می ‌کرد. هوا انگار غبار داشت، مه‌ آلود بود و دیدن را سخت می‌ کرد. انگار همه‌ چیز را از پس حباب نگاه می ‌کردی؛ تار و معوج. کنار کمد، لباس ‌های سیاه بیرون ریخته بودند و قاب عکسی به پشت روی طاقچه گذاشته شده بود. مه‌ لقا و ارسلان دور تخت زن می ‌چرخیدند. انگار پاهای‌ شان روی زمین نبود. راه نمی‌ رفتند، می ‌سریدند. گویی در فضا مواج بودند. مه ‌لقا به ارسلان نگاه کرد: «مادر داغدار روحش به خواب وصل نمی‌ شه. می ‌ترسه دل به خواب بده، بچه‌ ش برگرده و فرصت دیدنش رو از دست بده.» زن روی تخت نالید. مه ‌لقا نگاهش کرد: «مادر داغدار خیال بچه ‌ش رو زنده نگه می‌ داره. توی خیالش بچه‌ ش زنه هست، نفس می‌کشه، برمی‌ گرده.» مه‌ لقا دستش را روی شکمش گذاشت. اشک از چشم‌ هایش پایین ریخت.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب رویای زمانه" ثبت می‌کند