پرسشگری در ذات کودک نهفته است. کافی است به سالهای نخست زندگی کودک بنگریم؛ زمانی که با شور و شوق وصفناپذیر، پیدرپی میپرسد «چرا؟»، «چطور؟»، «برای چه؟». این پرسشها تنها کنجکاوی ساده نیستند، بلکه نخستین نشانههای میل کودک به کشف حقیقت و درک ژرفای پدیدهها محسوب میشوند. اما مشکل از آنجا آغاز میشود که جامعه و نظامهای آموزشی غالبا به جای تشویق این میل طبیعی، آن را مهار میکنند. بسیاری از والدین و معلمان به دلایل مختلف (از فشار زمان در کلاس گرفته تا نگرانی از بینظمی) پرسش کودک را نادیده میگیرند یا آن را نشانه بیادبی و سرکشی قلمداد میکنند. بهتدریج کودک میآموزد که سکوت، پاسخهای آماده و اطاعت، راهی مطمئنتر از اندیشیدن و پرسیدن است.