شلیکی بینقص داستان تکتیراندازی بینام در شهری گرفتار جنگ بیپایان داخلی است که کشتن در نظرش هم مرتبهای هنری والا است. تکتیرانداز نیمی از وقتش را به گرفتن جان قربانیهای تصادفی میگذراند و نیم دیگر را به مراقبت از مادر بیمارش. اما مادر به مراقبت تماموقت نیاز دارد و همین مسئله پای میرنا، دخترکی فقیر و جویای کار، را به زندگی و ذهن تکتیرانداز باز میکند.