خصلت مردم ماروخ این بود: زندگی خود را بچسب تا زندگیات را به خودشان نچسبانند. مراد و نوچههایش بیرون آمدند. گرد آمدن این همه آدم برای نمایش او خوشحالکننده بود؛ اما چیزی کم داشت، یک زهرچشم تا قدرت خود را به مردم بچشاند. لباسهایش را مرتب کرد و خاک را از تنش دور کرد، قدمی در پهنای کوچه کشید و صدا را بالا انداخت:
-امروز همه شیرفهم شدن که سزای گنده شدن جلوی مراد چیه! گندهشون که این خانوم خانوما بود از میدون به در رفت. تازه اینم بگم چون با شوهر نامردش هم کاسه بودم، این قدر محترمانه بیرونش کردم، وگرنه اگه شما بودید سریک روز از ریشه ساقط میشدین.
علیرضا ملائی نویسنده ایرانی متولد سال 1380 میباشد.