داستانی دربارهی ارواح، اما بدون حضور ارواح؛ اثری که فراتر از ظرافت ساختاریاش، به کاوش در مضامین تنهایی، چرخههای تکرارشوندهی زندگی و چالشهای بیکران دلبستگی میپردازد.
در این داستان مرتبط با ارواح، آندرس باربا به شیوهای دلهرهآور بررسی میکند که چگونه گذشته میتواند ما را در بند خود نگه دارد؛ روایتی از زنی که در خانهای خالی با پسری مواجه میشود که نگاهی فرازمینی و وهمانگیز دارد.