«قوم درخت» از تازهترین آثار داستانی حسین قسامی است؛ نویسندهای که در کارنامهاش کمتر به یک اقلیم روایی ثابت وفادار مانده است. از روایتهای اجتماعی «ته-Run» و فضای جنگزدهی «موصل، بدون پریچهر» تا جهان نامتعارف و متمایل به امر غریب در «آتش عمیق»، قسامی بارها کوشیده واقعیت روزمره را از نقطهای اندکی منحرف کند تا وجه ناآشنا، خشن یا حتی ابزورد آن آشکار شود. «قوم درخت» در سال ۱۴۰۵ از سوی انتشارات هفت اقلیم هنر منتشر شده و از حیث زمان انتشار، در ادامهی همین دورهی تازهتر فعالیت داستانی او قرار میگیرد. این سابقه برای مواجهه با «قوم درخت» اهمیت دارد، زیرا قسامی نویسندهای نیست که میان داستان و اندیشه دیوار روشنی بکشد. تحصیلات او در فلسفه و فعالیتش در زمینهی داستان و فیلمنامه در آثار پیشین نیز خود را نشان داده است؛ نه لزوما به شکل بحث مستقیم فلسفی، بلکه در علاقه به موقعیتهایی که واقعیت را اندکی از تعادل خارج میکنند. در «آتش عمیق»، برای مثال، محلهای کنار گورستان با شخصیتها و رخدادهایی نامتعارف بهتدریج از روایت سادهی ابتدایی فاصله میگرفت و حالوهوایی فلسفی و غریب پیدا میکرد. کتاب پژوهشی «ایدههای کافکایی» نیز وجه دیگری از همین علاقهی او به نسبت میان داستان و ایده را نشان میدهد. دربارهی جزئیات روایی «قوم درخت» هنوز منابع مستقل و قابلاتکای اندکی منتشر شده است و اطلاعات موجود عمدتا به مشخصات کتابشناختی محدود میشوند. حتی فهرستهای فروش در تعیین قالب اثر یکدست نیستند: بعضی آن را در ردهی مجموعهداستان و برخی در گروه رمان فارسی ثبت کردهاند. به همین دلیل، نسبتدادن شخصیتها، پیرنگ، زاویهی دید یا مضمونی مشخص به کتاب پیش از دسترسی به خود متن قابل دفاع نیست. آنچه با اطمینان میتوان گفت این است که اثر با نام حسین قسامی، در چاپ نخست سال ۱۴۰۵، از سوی نشر هفت اقلیم هنر منتشر شده و در امتداد کارنامهی داستانی نویسندهای قرار دارد که پیشتر از رئالیسم اجتماعی تا جنگ، فانتزی تیره و موقعیتهای نزدیک به امر کافکایی را تجربه کرده است. همین وضعیت، برای «قوم درخت» انتظار خاصی ایجاد میکند بیآنکه نتیجه را از پیش تعیین کند. در آثار قسامی، ایده زمانی موثر بوده که در خود موقعیت و زندگی شخصیتها حل شده و داستان مجبور نشده برای توضیح آن متوقف شود؛ در مقابل، هرجا مفهوم بر روایت غلبه کند، خطر تبدیلشدن شخصیت به حامل ایده بالا میرود. سنجش «قوم درخت» نیز سرانجام باید از همینجا آغاز شود: نه از عنوان استعاری آن یا پیشینهی فلسفی نویسنده، بلکه از اینکه خود داستان تا چه اندازه میتواند جهانش را مستقل از توضیح بیرونی زنده کند. «قوم درخت» در کارنامهای منتشر شده که قسامی طی سالهای اخیر پیوسته شکل آن را تغییر داده است. بنابراین شاید مناسبتر باشد کتاب را نه با پیشفرضی دربارهی معنای «درخت» یا «قوم»، بلکه با این پرسش باز کنیم که اینبار نویسنده برای ساختن جهان داستانی خود چه نوع واقعیتی را انتخاب کرده است.