نمایشنامهای تاریخی است که بر شخصیت میرانشاه تیموری تمرکز دارد، فرزند تیمور که در کتاب، نهفقط بهعنوان یک چهرهی سیاسی، بلکه بهصورت انسانی گرفتار پیشگویی، ترس، جاهطلبی و فروپاشی درونی دیده میشود. این اثر از همان آغاز با فضایی آیینی و نمایشی شکل میگیرد: شبیهخوانها، نوازندگان، سیماچهها، میدان اجرا و نقشپوشهایی که مدام هویت عوض میکنند. همین انتخاب متن را از یک روایت صرف تاریخی جدا میکند و آن را به مجلسی نمایشی بدل میسازد که در آن تاریخ، سوگ، کابوس و قدرت در هم میآمیزند.