در گستره پرشتاب در هم تنیده و سرشار از عدم قطعیت سده بیست ویکم پدیده جهانی شدن دیگر صرفا یک دگرگونی اقتصادی گذرا یا گزینه ای فرعی در محاسبات استراتژیک بنگاهها به شمار نمی آید بلکه بستر بنیادین و واقعیت ناگزیر حاکم بر تمامی ابعاد حیات اقتصادی تولیدی و بازرگانی ملل است.
دگرگونیهای ساختاری حاصل از فراگیری فناوریهای ارتباطی و شبکه ای فروریختن مرزهای ژئواکونومیک سنتی، پیدایش زنجیره های ارزش جهانی و فشردگی زمان و مکان محیطی پیچیده و آشوبناک را پدید آورده است که در آن، ماندگاری و پویایی هر سازمان اقتصادی مستلزم بازتعریف افقهای فعالیت فراتر از مرزهای محدود جغرافیایی ملی است.
در چنین ،بافتاری بازاریابی بین الملل و فرایند توسعه صادرات فراتر از یک مجرای تکنیکی برای تخلیه مازاد تولید داخلی یا بهبود تراز بازرگانی کوتاه مدت به مثابه فلسفه ای راهبردی و پارادایمی حاکم بر شیوه بقا ارزش آفرینی و تثبیت اقتدار رقابتی در زیست بوم تجاری مدرن عمل میکند هدف بنیادین از نگارش این ،اثر بازخوانی این منظومه مفهومی و پاسخ به دغدغه دیرین پیوند زدن مبانی استواری نظری به راهکارهای کاربردی و ساختار یافته در جهت نفوذ استقرار و رهبری در بازارهای فراملی است.