در رمان عطر سکوت مینا میناخانی داستان آوا دختری جوان و مستقل را روایت میکند که در شرکتی تبلیغاتی مشغول به کار است. اوا در زندگی شخصی و حرفهای خود با چالشهای متعددی روبهرو میشود از جمله مشکلات خانوادگی و عشقی. او عاشق همکارش میشود اما خانوادهاش با این ازدواج مخالف هستند. این مخالفت آوا را در دوراهی سختی قرار میدهد و او باید بین عشق و خانوادهاش یکی را انتخاب کند. این رمان به مضامین مهمی همچون عشق و خانواده استقلال و آزادی انتخاب و تصمیمگیری و مسایل اجتماعی و خانوادگی میپردازد. نویسنده با ظرافت کشمکشهای درونی اوا و چالشهای پیش روی او را به تصویر میکشد و خواننده را با خود همراه میکند. بخشی از متن کتاب: نگاهی به دریچه کولر انداختم و اخمهایم درهم فرو رفت. باز هم برق رفته بود. غلتی روی تخت زدم و به اسمان ابی چشم دوختم؛ ابی یکدستی که حتی لکه کوچکی از ابر، سادگی و زیبایی رویاگونه اش را برهم نمی زد. از رختخواب دل کندم و روی تخت نشستم، سعی کردم با وجود گرمای زیاد، باز هم از ان روز لذت ببرم؛ روز تولدم!خمیازه ای ناگهانی چشمهایم را پر از اشک کرد. از جا بلند شدم و به ایوان رفتم، از بالای دیوار کوتاهی که بین خانه ما و اقای مرادی بود نگاه گذرایی به حیاطشان انداختم. انگار گرما خانم مرادی را هم تنبل کرده بود، چون برعکس هرروز از حیاط اب پاشی شده خبری نبود.
مینا میناخانی نویسنده و پژوهشگر ایرانی است که در ادبیات معاصر فعالیت میکند و اثارش به مسایل اجتماعی و روانشناختی، پیچیدگیهای روابط انسانی و تاثیرات سکوت میپردازد. نوشتههای او با نثر ساده و معنادار، بازتابدهنده دغدغههای انسان معاصر در جامعه ایرانی هستند.