کتاب اغتشاش در کازابلانکا از نظر فضا، اثری پررفتوآمد و چندکانونی است. موزه در آن فقط محل نمایش تابلوها نیست؛ بهانهای است برای بازشدن لایههای مختلف حافظه و تاریخ. هر تابلو دری به یک روایت دیگر باز میکند و هر روایت، شخصیت یا مکانی تازه را پیش میکشد. در مرکز این جهان، رنج فلسطین و بازتاب آن در زندگی شخصیتها حضوری پررنگ دارد، اما متن فقط به بازگویی یک واقعه بسنده نمیکند. نویسنده نشان میدهد که چگونه جنگ، تبعید، فقدان و خاطره در زبان، هنر، رویا و حتی در برداشت آدمها از مکانها رسوب میکنند. همین ویژگی باعث شده است که این کتاب بیشتر از آنکه بر حادثهای واحد متکی باشد، بر حالوهوای آشفتگی، یادآوری و بازسازی گذشته استوار بماند.