هیساتارو رازی دارد: گاهی بیهیچ هشداری، ناچار میشود یک روز از زندگیاش را نه بار از نو تجربه کند. او به این تکرارهای ناخواسته عادت کرده است؛ اما این بار، روزی که دوباره آغاز میشود، روز مرگ پدربزرگش است.
اعضای خانواده برای جشن سال نو در عمارت فوچیگامی گرد هم آمدهاند؛ جایی که پای وصیتنامهای تازه و ثروتی هنگفت در میان است. پشت گفتوگوهای ظاهرا صمیمانه، کینههای قدیمی، روابط پنهانی و رقابتهایی خطرناک جریان دارد - و همه میتوانند دلیلی برای قتل داشته باشند.
هیساتارو هر صبح با فرصتی تازه از خواب بیدار میشود تا مسیر وقایع را تغییر دهد و جان پدربزرگش را نجات دهد. اما هربار که به حقیقت نزدیکتر میشود، راز تازهای سر برمیآورد و مرگ، از راهی دیگر به خانه بازمیگردد.
وقتی همه مظنوناند و زمان رو به پایان است، آیا هیساتارو میتواند پیش از آخرین تکرار، قاتل را پیدا کند؟
یاسوهیکو نیشیزاوا (۱۹۶۰-۲۰۲۵) در آکاشیِ ژاپن متولد شد. او در ایالات متحده در رشتهٔ نویسندگی خلاق تحصیل کرد و پس از بازگشت به ژاپن، همزمان با فعالیت بهعنوان دستیار دانشگاه و مدرس دبیرستان، به نگارش داستانهای معمایی-جنایی پرداخت. کتاب او با عنوان «قتلهای زنجیرهای» در سال ۱۹۹۰ به فهرست نهایی نخستین دورهٔ جایزهٔ «تتسویا آیاکاوا» راه یافت و او مورد تحسین نویسندگانی همچون سوجی شیمادا قرار گرفت. رمان «مردی که هفت بار مرد» نخستین اثر اوست که به زبان انگلیسی ترجمه شده است. پس از درگذشتش، مطبوعات ژاپن از این اثر بهعنوان «نقطهعطفی در تاریخ ادبیات جنایی ژاپن» یاد کردند.