1. خانه
  2. /
  3. کتاب چیدن یال اسب وحشی

کتاب چیدن یال اسب وحشی

4.2 از 2 رأی

کتاب چیدن یال اسب وحشی

Chidan-e Yal
انتشارات: مرکز
ناموجود
19800
معرفی کتاب چیدن یال اسب وحشی
«چیدن یال اسب وحشی» مجموعه داستانی شامل هشت داستان کوتاه نوشته‌ی علی صالحی بافقی است که فضاهای متفاوتی دارند و ردپای نمادها و سمبل‌ها در آن‌ها پررنگ است.
تنهایی انسان یکی از مضمون‌های مهم این داستان‌هاست. این تنهایی در داستان‌های «ژنرال»، «این سوپرمن را دوست ندارم» و «صدای آهن روی آهن» نمود بیشتری دارد. در داستان «صدای آهن روی آهن»، مردی که پیچ و مهره‌های ریل قطار را سفت می‌کند، بازنشسته می‌شود. او روزگار خوبی ندارد؛ زنش، در میان باغچه‌ی سبزی خانه‌اش، لای ریحان‌ها و تربچه‌ها مرده است. وقتی بازنشسته می‌شود، ناگهان دست به کاری عجیب می‌زند؛ پیچ و مهره ریل‌ها را شل می‌کند. تنهایی و ناامیدی اگر دست به دست هم بدهند به هیولایی تبدیل می‌شوند که قادر به انجام هر کاری هست.
فضای برخی داستان‌ها بین وهم و خیال و واقعیت در نوسان است. اما در برخی دیگر مانند «شور مخلوط» نویسنده ما را با واقعیتی عریان روبرو می‌کند که آینه تمام‌نمای جامعه است؛ سرد، خشن و بی‌روح. در بعضی از داستان‌ها هم رگه‌هایی پنهان از طنز وجود دارد. در داستان «این سوپرمن را دوست ندارم» مرد خانواده دچار بیماری شدید قلبی شده، اما همسر و بچه‌هایش در تدارک تغییر دکور ساختمان و عوض‌کردن کاشی‌ها و سفر به گرجستان و تفلیس هستند. مرد ناامید است و این ناامیدی سم مهلکی برای قلب بیمارش به حساب می‌آید. در داستان «پدربزرگ لعنتی من» پدربزرگی که خواننده‌ای قدیمی است، دائما به زمین و زمان فحش می‌دهد؛ اما ناگهان صداوسیما بعد از سال‌ها به یاد او می‌افتد و او به یک برنامه‌ی تلویزیونی دعوت می‌شود.
نویسنده در همه‌ی داستان‌ها از عناصر طبیعی بهره می‌برد و این توصیفات گاهی آن‌قدر جان‌دار هستند که گویی مخاطب در حال تماشای تابلویی نقاشی است. مثلا در داستان «چیدن یال اسب وحشی» آمده: «تا چشم کار می‌کرد علف بود. زرد و سبز و طلایی. باد سرد می‌پیچید توی موج علف‌ها. و بعد فقط آسمان بود. بدون هیچ لکه ابری. خورشید بالای سرم بود و هوا گرم‌تر از دیشب!»
«چیدن یال اسب وحشی»، «با سگ‌ها رفیق شو!»، «پدربزرگ لعنتی من»، «این سوپرمن را دوست ندارم»، «هات داگ»، «صدای آهن روی آهن»، «ژنرال» و «شور مخلوط» عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.
«چیدن یال اسب وحشی» مجموعه داستانی قابل تامل با مضامینی اجتماعی است که زندگی آدم‌هایی رنجور، منزوی و آسیب‌دیده را روایت می‌کند.
درباره علی صالحی بافقی
درباره علی صالحی بافقی
علی صالحی، داستان‌نویس و شاعر در سال 1354 در شهر کاشان به دنیا می‌آید. نوشتن را برای اولین بار درسن 20 سالگی در حال تحصیل در رشته مهندسی شیمی در دانشکده نفت آبادان با داستان‌های کوتاهی که برخی از آنها در مجلات ادبی به چاپ رسیدند، آغاز می‌کند.
داستان‌های کوتاه وشعرهای او در مجلاتی نظیر عصر پنجشنبه، تجربه و  وبسایت‌ها و مجلات ادبی اینترنتی وازنا، مرور، والس ادبی، ماندگار، جن و پری، فروغ، خزه، دیگران، دانوش، کلاغ، عصرآدینه، عروض و امضا منتشر شده است.
اولین مجموعه شعر او با نام "گاهی مرا به نام کوچکم بخوان" در سال 1385 توسط نشر نگیما در ایران منتشر شد و در سال 1386 یکی از شش کاندیدای دریافت جایزه "گام اول" گردید. (کتاب شعر اول)
وبلاگ‌های " گاهی مرا به نام کوچکم بخوان" و "زیستن در دامنه‌ی کوه آتشفشان"  نیز توسط وی راه اندازی شده است.
اخیرا مجموعه شعرهای جدید خود را در سال 1391 به نام "Living on the slopes of Volcano Mountain " به انگلیسی برگرداند و توسط انتشاراتی Xlibris در استرالیا به چاپ رسانده است.
او هم اکنون مشغول نگارش رمانی است که سال‌هاست روی آن کار می‌کند.
در کنار شغل مهندسی شیمی به نوازندگی تار ، به عنوان دیگر دلمشغولی‌هایش می پردازد. در زمینه کاریکاتور نیز، برنده چند جایزه از جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی بوده است.
دسته بندی های کتاب چیدن یال اسب وحشی
قسمت هایی از کتاب چیدن یال اسب وحشی

ما پنج نفر بودیم. همه با هم، عصر جمعه ی آخر دی ماه، از زندان گنبد ازاد شدیم. ولی فقط نیم ساعت بعد از آزادی، فقط من زنده مانده بودم. از زندان پیاده راه افتاده بودیم سمت شهر. جاده ی زندان اختصاصی نبود ولی هیچ ماشینی از آن ازراف رد نمی شد. من دورتر از بقیه توی علف ها راه می رفتم و...

مقالات مرتبط با کتاب چیدن یال اسب وحشی
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
توصیه های «جویس کارول اوتس» درباره هنر خلق «داستان کوتاه»
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب چیدن یال اسب وحشی"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

باسلام ،،، مجموعه داستانی حاوی هشت قصه کوتاه ،، نخستین داستانش همین نام کتاب است که واقعاً عالی نوشته شده ،،، نمیدونم چرا مرا یاد کتاب درخشان یوزپلنگانی که با من دویده اند ،، می‌اندازد ،،، جناب علی صالحی رمانی در دست چاپ دارند که من بی صبرانه منتظر خواندن آن هستم ،،، دست مریزاد خدمت این مرد نویسنده ،،، پاینده باشید ،، ارادتمندشما علیرضا.

1404/06/07 | توسطعلیرضا معتمدی (اکبر)
0
| |