کتاب مرز

The Border
کد کتاب : 22444
شابک : 978-9642134496
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 77
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 17 خرداد
نفیسه نصیران
نفيسه نصيران متولد سال 1355، درباره نویسندگی خخود می گوید: شور نوشتن را مثل بسیاری دیگر، از زنگ انشای مدرسه در خود احساس کردم. حدود ۱۸سالگی به سینمای جوان زادگاهم نجف‌آباد رفتم. در دوره فیلم‌سازی با کلاس‌های گزارش‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی، سعادت شاگردی آقای احمد بیگدلی را یافتم. همین مساله برای جدی گرفتن فیلمنامه‌نویسی و آشنایی با داستان‌نویسان مطرح، بسیار موثر بود. شروع اصلی کارم آنجا بود، گر چه در ادامه به سمت تحصیل در رشته «ادبیات نمایشی» رفتم و...
قسمت هایی از کتاب مرز (لذت متن)
پیامی که در جواب من آمده بود این بود: "جمعه، یازده صبح، جلو مرز. جای همیشگی." با خودم عهد کرده بودم که اگر بهمن از مرز گذشت، زندگی جدیدی را شروع کنم. اما نمی توانستم. نمی شد. دو سه ماهی گذشته بود، اما حال من بهتر نمی شد. برای همین از آدم هایی که اسم شان را گذاشته بودم اهالی مرز کمک خواستم. مرز ساختمان چند طبقه زردی بود که از پشت کاج های قدیمی و بلند به زحمت دیده می شد. نبش تقاطع دو خیابان گندمزار و ماندانا. جایی که به موازاتش در سمت دیگر خیابان، مادی قدیمی گندمزار نیمه خشک جاری بود. مادی های نمیه جان زیادی توی شهر بودندکه بیرون از شهر به هم می رسیدند و می رفتند تا رودخانه. حالا باید می رفتم جلوی مرز، از پیامی که داده بودم پشیمان بودم. پیام داده بودم که "حالم خوش نیست. به کمک و همدلی تان احتیاج دارم" و...