کتاب تریستانو می میرد

Tristano Dies: A Life
کد کتاب : 25117
مترجم :
شابک : 978-6003764378
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 200
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2004
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 23 تیر

معرفی کتاب تریستانو می میرد اثر آنتونیو تابوکی

کل داستان روایت لحظات آخر زندگی قهرمانی است که اکنون در بسترمرگ افتاده و به واسطه قانقاریایی که آرام آرام اندامش را می خورد، خود را به مرگ نزدیک و نزدیک تر می بیند. این پژواک حقیقی صدای حزن آلود راوی داستانی است که از رهگذر نقالی خویش، چهره تریستانو را برای ما و نویسنده ای که قرار است این حکایت رابازگویی کرده و به کلمه تبدیل کند، بیان کند. این تکنیک، تکنیکی است که به عمد ازسوی «تابوکی» انتخاب شده تا خواننده در فضای روایت قرار گرفته، روحیات و حالات راوی را از شیوه نقل روایت به دست آورد. شیوه ی روایت انتخاب شده برای وادار کردن مخاطب و ورود به این گستره همذات پنداری آن چنان با قدرت انجام می گیرد که مخاطب احساس راوی را با تمام گوشت و پوست خود لمس می کند. تابوکی با ظرافتی تمام، متن را با غایات فلسفی و نگرش خویش از جهان آشفته، درهم می آمیزد و تحت تأثیر آدم هایی که هریک چیزی به او آموخته اند قرارمی گیرد.

کتاب تریستانو می میرد

آنتونیو تابوکی
آنتونیو تابوکی، زاده ی 24 سپتامبر 1943 و درگذشته ی 25 مارس 2012، استاد دانشگاه و نویسنده ی ایتالیایی بود. تابوکی در پیزا به دنیا آمد اما در خانه ی پدربزرگ و مادربزرگش در یکی از روستاهای نزدیک محل تولدش بزرگ شد.او در سال های تحصیل در دانشگاه، به جای جای اروپا سفر کرد تا با نویسنده هایی که با آثار آن ها در کتابخانه ی دایی خود رو به رو شده بود، بیشتر آشنا شود. تابوکی اولین اثر خود را در سال 1978 منتشر کرد. او در دانشگاه سینا، زبان و ادبیات پرتغالی تدریس می کرد.
قسمت هایی از کتاب تریستانو می میرد (لذت متن)
اوه رزاموند ا ! رزاموندا ! چه شب زیبای فراموش ناکردنی ! چه خوش بختی بی نظیری ! انگار فرشته ی ظریف مهربانی با هزار قلب و هزار نور و هزار صدا تدارکش دیده بود. آه رزاموندا ! تو اگر نگاهی بر من بیاندازی، من دیگر مقاومت توانست نخواهم کرد، دیگر مقاومت توانست نخواهم کرد… رزاموندای من، رزاموندای من، تمام هستی من، تمام زندگی من، تمام و تک تک نفس های من ارزانی عشق تو… خوشت می آید ؟ زمان جوانی های من بود، وقتی رزاموندا تریستانو را نگاه می کرد، و هر چه رزاموندا تریستانو را بیشتر نگاه می کرد، رزاموندا بیشتر زیبا می شد