«جای خالی مار» مجموعه داستانی نوشتهی احسان نصرتی و شامل 14 داستان کوتاه است. خشونت، طنز و اتفاقهای عجیب و رازآلود از ویژگیهای داستانهای این مجموعه هستند. در «مهمان جزئی»، اولین داستان کتاب پیدا شدن دست جنازهای در کیسهای بزرگ آرامش خانوادهای را به هم میزند و خانواده بر سر اینکه با آن چه کنند با هم درگیر میشوند. هر کسی به نوعی نگران است، و پدر خانواده قرار است از کنه ماجرا سر درآورد. گفتوگوهای جالب پدر و پسر و تلقی پدر از این رویداد ذهنیت خواننده را نسبت به کلیشههای معمول این گونه داستانها به هم میزند. در داستان «بساط قهوه» توپ بچهای به بنز مرد همسایه اصابت و شیشهی آن را شکسته است. مرد همسایه زنگ در خانه را میزند، اما پدر خانواده اظهار بیاطلاعی میکند. پدر خانواده میگوید بچهای ندارد و بعد هم او را به بازی دعوت میکند. اما مرد دوم هم دست کمی از این پدر ندارد. اولش دو دل است اما بعد دعوت را میپذیرد. او هر روز پشت در خانه است و پدر هم هر روز باید با دروغی جدید از مرد استقبال کند. شخصیت پدر در این داستان شمایل تمام عیاری از خشونت و خونسردی است؛ پدری با رفتارهای غیرقابل پیشبینی و غیرعادی. نصرتی طوری اتفاقهای معمولی را روایت میکند که مخاطب درگیر تاویلهای متفاوت و گاه متناقض میشود. او تصور ما را از وقایع روزمره برهم میزند و با استفاده از زبان طنز این وقایع را به شکلی قابل باور روایت میکند. نگاه هراسان و شوخطبعانه نویسنده تقریبا در همهی داستانهای کتاب مشهود است. داستانها به دور از احساسات و همراه با نگاه خونسرد نویسنده روایت میشوند، با این حال نویسنده موقعیتهایی را به نمایش گذاشته که به شدت خواننده را درگیر ماجرا میکند. «مهمان جزئی»، «بساط قهوه»، «تیر میکشید»، «تخم گذار یا بچه زا»، «بیماری شایع»، «شیفت شبانه»، «پرتغال خونی»، «توالت عمومی»، «جای خالی مار»، «من بدگمان نیستم»، «سرکناریها»، «کدام مریم؟»، «کبابی خالی» و «به آخر شاخه رسیدم» عناوین داستانهای این مجموعه هستند. «جای خالی مار» مجموعه داستانی تجربی، متفاوت و همراه با نوآوری است و انتخابی مناسب برای علاقمندان به داستانهای کوتاه فارسی.
درباره احسان نصرتی
احسان نصرتی متولد سال 1366 ، نویسنده ی معاصر ایرانی می باشد.