«کتاب حکمت» با ترجمهٔ حامد علیآقاییکن، مجموعهای از چهار بخش مهم عهد عتیق است: «کتاب ایوب»، «کتاب جامعه»، «غزلهای سلیمان» و گزیدهای از «مزامیر». نشر نگاه معاصر این ترجمه را در سال ۱۳۸۸ منتشر کرده است و اطلاعات کتابشناختی چاپ نخست، ۱۴۴ صفحه و قطع رقعی را ثبت میکنند. حامد علیآقایی در این اثر مولف این متون نیست، بلکه مترجم و گزینشگر آنهاست؛ نکتهای که در برخی فهرستهای فروش به سبب ثبت نام او در جایگاه «نویسنده» مبهم شده است. عنوان «کتاب حکمت» نام یک کتاب واحد در کتاب مقدس عبری نیست، بلکه انتخابی برای کنار هم نشاندن چند متن شاعرانه و حکمی است. در تقسیمبندی رایج پژوهشهای کتاب مقدس، «ایوب» و «جامعه» در مرکز ادبیات حکمت اسرائیلی قرار میگیرند؛ سنتی که برخلاف بخشهای تاریخی یا شریعتی عهد عتیق، بیش از سرگذشت قومی اسرائیل به پرسشهای عمومیتر انسان میپردازد: عدالت، رنج، مرگ، کامیابی، محدودیت معرفت و امکان فهم نظم جهان. مزامیر و غزلهای سلیمان از نظر ژانر دقیقا در همان طبقه قرار نمیگیرند، اما حضورشان در این مجموعه باعث میشود «حکمت» معنایی گستردهتر پیدا کند؛ تأملی دربارهٔ نسبت انسان با خدا، جهان، عشق، اضطراب و فنا. «کتاب ایوب» سختترین متن مجموعه است. ایوب انسانی درستکار است که ناگهان مال، فرزندان و سلامت خود را از دست میدهد. دوستانش میکوشند با منطق آشنای پاداش و مجازات توضیح دهند که چنین رنجی نمیتواند بیعلت باشد؛ ایوب اما بر بیگناهی خود پافشاری میکند و حق پرسیدن از خدا را رها نمیکند. بنابراین متن به مسئلهای نزدیک میشود که بعدها «عدل الهی» نام گرفت: اگر جهان زیر ارادهٔ خدایی عادل قرار دارد، رنج انسانی که سزاوار آن نیست چگونه توضیح داده میشود؟ اهمیت ایوب در این است که مسئله را با یک پاسخ نظری ساده نمیبندد. حتی سخن خدا در پایان نیز بیش از آنکه معادلهای فلسفی برای رنج ارائه کند، محدودیت منظر انسانی را آشکار میسازد. اگر ایوب با رنج درگیر است، «کتاب جامعه» با بیثباتی همهٔ دستاوردهای بشری روبهرو میشود. واعظ یا «قهلت» به حکمت، ثروت، لذت، کار و قدرت نگاه میکند و بارها با این تجربه بازمیگردد که نتیجهٔ کوشش انسان در برابر زمان و مرگ پایدار نیست. ترجمهٔ علیآقایی این تلخی را با فارسی نسبتا ادبی و گاه کهنگرا منتقل میکند؛ مثلا برای تصویر مشهور تعقیب باد، تعبیر «سر در پی باد نهادن» را برمیگزیند. در نمونههای در دسترس از ترجمه، ترکیبهایی چون «دل نهادم»، «بنگرید» و ساختمانهای نحوی ادبی نشان میدهند مترجم بیش از زبان روزمره به حفظ وقار و آهنگ متن مقدس گرایش دارد. «غزلهای سلیمان» حالوهوای کاملا دیگری دارد. با مجموعهای از شعرهای عاشقانه و سرشار از بدن، بو، باغ، میوه، اشتیاق و غیاب معشوق روبهرو هستیم. سنتهای یهودی و مسیحی طی قرنها این شعرها را به صورت تمثیلی و عرفانی نیز خواندهاند، اما پژوهش معاصر بر این نکته تأکید دارد که باید وجه آشکار عاشقانه و جسمانی متن را جدی گرفت. حضور این اثر در کنار ایوب و جامعه تصویری متنوع از ادبیات کتاب مقدس میسازد: جهان این متون تنها محل رنج و داوری نیست؛ میل و زیبایی نیز جزئی از تجربهٔ انسانیاند. گزیدهٔ مزامیر بعد دیگری به مجموعه میدهد. مزامیر مجموعهای بسیار متنوع از نیایش، ستایش، شکایت، ترس، خشم و امیدند و صدای انسانی در آنها گاه مطمئن و گاه بهشدت متزلزل است. با این حال، منابع عمومی موجود مشخص نمیکنند علیآقایی دقیقا بر چه مبنایی مزامیر این کتاب را انتخاب کرده است. همچنین نتوانستم از منابع معتبر عمومی تأیید کنم ترجمه مستقیما از متن عبری صورت گرفته یا متن دیگری مبنای کار بوده است؛ بنابراین دربارهٔ منشأ زبانی ترجمه نباید حدس زد. مزیت اصلی این مجموعه انتخاب چهار صدای متفاوت است. ایوب از خدا بازخواست میکند، جامعه از فرسودگی کوشش انسانی سخن میگوید، غزلهای سلیمان تن را به زبان عشق درمیآورد و مزامیر انسان را در حال دعا، اعتراض و امید نشان میدهند. هیچکدام جهان را بیش از اندازه آرام نمیکنند. شاید همین ویژگی سبب شده این نوشتههای کهن هنوز خواندنی باشند: انسان در آنها موجودی نیست که پاسخ را از پیش در اختیار دارد؛ گاهی حکمت درست در لحظهای آغاز میشود که پاسخهای آماده دیگر کار نمیکنند.
درباره حامد علی آقایی
دکتر حامد علی آقایی دارای مدرک کارشناسی ارشد روانشناسی از دانشگاه تهران و دکتری بالینی می باشد. وی عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره است. زمینه های تخصص او روان درمانی پویشی فردی و روانکاوی کوتاه مدت (درمان اختلالات اضطرابی و خلقی و ... مشکلات شخصیتی و ارتباطی و جنسی بزرگسالان) می باشد.
خواندنی و عمیق... با ترجمهٔ خوب.
«زیرِ آسمان کرسیِ قضاوت را دیدم که شَرور بر آن تکیه زده بود و دیدم که بر مسندِ درستکاری، شرارت نشسته بود.»
⚖⚖
📖کتاب حکمت، ص۸۹ (کتاب جامعه)