1. خانه
  2. /
  3. کتاب گوته، کانت و هگل

کتاب گوته، کانت و هگل

3.7 از 1 رأی

کتاب گوته، کانت و هگل

کشف ذهن 1
Goethe, Kant and Hegel
مترجم:
انتشارات: نشر چشمه
٪15
650000
552500
معرفی کتاب گوته، کانت و هگل
«گوته، کانت و هگل» نوشته والتر کافمن نخستین جلد از سه‌گانه بزرگ او با عنوان «کشف ذهن» است؛ پروژه‌ای که کافمن در آن می‌کوشد تاریخ جدیدی از کوشش انسان برای شناخت ذهن و خویشتن بنویسد. جلد نخست در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و پس از آن «نیچه، هایدگر و بوبر» و «فروید، آدلر و یونگ» این سه‌گانه را کامل کردند. انتخاب سه نام نخست از همان ابتدا نشان می‌دهد کافمن در پی نوشتن تاریخ متعارف فلسفه آلمانی نیست. قرار گرفتن گوته، شاعر و نویسنده، در کنار کانت و هگل نشان می‌دهد پرسش او نه صرفا تحول دستگاه‌های فلسفی، بلکه مسئله گسترده‌تری است: انسان چگونه آموخت خودش، ذهنش و شکل‌گیری شخصیتش را موضوع شناخت قرار دهد؟ کافمن در این کتاب با یک پیش‌فرض مهم کار می‌کند: فلسفه را نمی‌توان کاملا از شخصیت فیلسوف جدا کرد. شیوه‌ای که انسان زندگی می‌کند، با عدم قطعیت مواجه می‌شود، به بدن و احساسات خود نگاه می‌کند یا از تجربه شخصی فاصله می‌گیرد، می‌تواند بر نوع فلسفه‌ای که می‌سازد اثر بگذارد. ناشر این رویکرد را نوعی تاریخ روان‌شناختی اندیشه توصیف می‌کند، اما کافمن نمی‌خواهد فلسفه را به شرح احوال خصوصی متفکران تقلیل دهد. زندگی، آثار و ساختار شخصیت برای او شواهدی هستند برای فهم اینکه چرا گوته، کانت و هگل سه تصویر متفاوت از ذهن انسانی ساخته‌اند. مسئله مرکزی کتاب نیز بیش از هر چیز «خودشناسی» است: شناخت ذهن خود و شناخت ذهن انسان به معنایی عام‌تر. قهرمان واقعی کتاب گوته است. کافمن معتقد است سهم گوته در شناخت انسان بسیار بیشتر از جایگاهی است که تاریخ‌های رسمی فلسفه به او داده‌اند. گوته انسان را موجودی در حال شدن می‌بیند؛ موجودی که شخصیتش در مواجهه با تجربه، طبیعت، عشق، هنر و تعارض شکل می‌گیرد. برای کافمن، این نگاه پویا و تجربی به ذهن از بسیاری از دستگاه‌های فلسفی رسمی زنده‌تر است. به همین دلیل بخش نخست کتاب فقط درباره آثار ادبی گوته نیست؛ شیوه زیستن، استقلال فکری و تأثیر او بر متفکرانی چون هردر، شیلر و سپس جریان‌های فلسفی آلمان نیز بررسی می‌شود. ساختار رسمی کتاب هم این تأکید را نشان می‌دهد: پس از بحث آغازین درباره خودشناسی، بخشی مستقل با عنوان «گوته و کشف ذهن» و سپس بحثی درباره تأثیرها و پیوندهای فکری قرار گرفته است. کانت با برخورد بسیار سخت‌گیرانه‌تری روبه‌رو می‌شود. کافمن اهمیت تاریخی و نبوغ او را انکار نمی‌کند، اما به جست‌وجوی کانت برای ضرورت، قطعیت و ساختارهای عام ذهن بدگمان است. او به‌ویژه در بحث اخلاق، استقلال انسان و سبک فلسفی کانت انتقادهای تندی مطرح می‌کند. از نظر کافمن، هنگامی که وظیفه اخلاقی بیش از اندازه از میل، عاطفه و تجربه زنده جدا شود، تصویری فقیرتر از انسان به دست می‌آید. دو بخش کتاب درباره کانت، یکی درباره «ساختار ذهن» و دیگری درباره «خودآیینی، سبک و قطعیت»، محل اصلی این رویارویی‌اند. خود ناشر نیز پنهان نمی‌کند که قضاوت کافمن درباره کانت بسیار منفی‌تر از خوانش رایج است. هگل برای کافمن تلاش بزرگ بعدی برای عبور از این دو قطب است. او می‌خواهد پویایی، تاریخ‌مندی و رشد مورد توجه گوته را با جاه‌طلبی فلسفی و نظام‌سازی پساکانتی آشتی دهد. بخش اصلی بحث کافمن بر مفهوم «پدیدارشناسی» متمرکز است و سه تلقی متفاوت هگل از آن را بررسی می‌کند. کافمن در آثار دیگرش نیز در برابر تصویر هگل به‌عنوان متفکری صرفا مبهم و تمامیت‌خواه ایستاده بود؛ در اینجا نیز به اهمیت دریافت هگل از رشد آگاهی و تاریخی بودن ذهن توجه می‌کند، هرچند معتقد است کوشش برای ساختن یک نظام نهایی و جامع، امکان باز و تجربی شناخت انسان را محدود می‌کند. قدرت «گوته، کانت و هگل» در همین موضع‌دار بودن آن است. کافمن مطالب را به ترتیب تاریخ فلسفه گزارش نمی‌کند؛ داوری می‌کند، مقایسه می‌کند و گاهی با فیلسوف مورد بحث درگیر می‌شود. همین ویژگی کتاب را خواندنی می‌کند و در عین حال محدودیت اصلی آن نیز هست. خواننده نباید تصویر کافمن از کانت یا حتی گوته را روایت بی‌طرف و نهایی تلقی کند. دفاع آشکار او از گوته و انتقاد شدیدش از کانت توازن کتاب را به هم می‌زند و برخی پژوهشگران و خوانندگان نیز این انتخاب‌های تفسیری را بیش از حد یک‌سویه دانسته‌اند. خود کتاب بهتر است در کنار پژوهش‌های مستقل درباره هر سه متفکر خوانده شود، نه به جای آنها. اهمیت ماندگار اثر اما در پرسشی است که پشت این جانبداری‌ها باقی می‌ماند. کافمن از ما نمی‌خواهد فقط بدانیم گوته، کانت و هگل درباره ذهن چه گفته‌اند؛ می‌پرسد آیا فیلسوفی که درباره آزادی، خودشناسی یا انسان می‌نویسد می‌تواند خودش را کاملا از فلسفه‌اش حذف کند. در «گوته، کانت و هگل»، تاریخ اندیشه کم‌کم به تاریخ انسان‌هایی تبدیل می‌شود که کوشیده‌اند ذهن را بشناسند، در حالی که همان ذهن، با همه ترس‌ها، عادت‌ها و آرزو
درباره والتر کوفمان
درباره والتر کوفمان
والتر آرنولد کوفمان (اول ژوئیه 1921 - 4 سپتامبر 1980) فیلسوف، مترجم و شاعر آلمانی-آمریکایی بود. او که یک نویسنده پرکار است، به طرز گسترده ای درمورد موضوعات گسترده ای از قبیل اصالت و مرگ، فلسفه اخلاقی و اگزیستانسیالیسم، الهیات و الحاد، مسیحیت و یهودیت و همچنین فلسفه و ادبیات نوشت. وی بیش از 30 سال به عنوان استاد دانشگاه پرینستون خدمت کرد.
او به عنوان دانشمند و مترجم فریدریش نیچه مشهور است. او همچنین کتابی را در سال 1965 در مورد جورج ویلهلم فردریش هگل نوشت و ترجمه ای از Faust Faet را منتشر کرد.
مقالات مرتبط با کتاب گوته، کانت و هگل
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
چرا و چگونه فلسفه بخوانیم
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب گوته، کانت و هگل"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

لطفاً موجود کنید

1403/04/10 | توسطآرش بهمنی صومعه
1
| |