تأملی غم انگیز و زیبا بر تاریخ تلخ و ناگوار استرالیا.
رمانی لبریز از انرژی، تعلیق و ماجرای واقعی یک پروتاگونیست به یاد ماندنی.
داستانی کلاسیک که به واسطه مهارت های یک رمان نویس برجسته، زندگی یافته است.
پدرم را در دوازده سالگی از دست دادم و می دانم که بزرگ شدن با دروغ ها و پرده پوشی ها چه معنایی دارد. دختر عزیزم تو در حال حاضر کوچکتر از آنی که از کلمه ای از نوشته های من سر دربیاوری اما این سرگذشت از آن تو است و حتی یک کلمه اش هم دروغ نیست. در آتش جهنم بسوزم اگر دروغ بگویم.
خدا کند آنقدر زنده بمانم که ببینم این نامه ها را می خوانی تا شاهد حیرت تو باشم و ببینم که چشمان سیاهت از تعجب گشاد می شود و دهانت از حیرت باز می ماند وقتی بالاخره سر در می آوری که ما ایرلندی های بدبخت در آن زمانه متحمل چه بی عدالتی هایی شدیم.
چقدر این چیزها به نظر تو عجیب و غریب می رسد. انگار تمام واژه های خشن و ظلمی که برایت تعریف می کنم، مربوط به گذشته های دور و دراز در دورانی سپری شده اند.
ند کلی، یک قهرمان استعمارستیز استرالیایی بوده در قرن ۱۹. تا تونسته با بیعدالتیِ گماشتههای حکومتی بریتانیا مبارزه کرده. توی جنگل. مثل میرزاکوچکخان ما مثلا. تهشم وقتی ۲۶ ساله بوده میکشنش. کتابش خیلی سختخوان و بدقلقه. چون نویسنده جوری فرم رو طراحی کرده که مثلا تمام کتاب رو انگاری خود ند نوشته، با همون سواد نصفهنیمهش و بدون رعایت اصول و علامات نگارشی. از این نظر آدمو یاد کوریِ ساراماگو میندازه. یادش بخیر اونو خیلی دوست داشتم. کتاب خیلی خیلی خیلی جزئیات و آدم و اسم سخت رود و کوه و جنگل و غار داره. من که از یه جایی دیگه از روی اسامی اسکیپ میکردم. فکر کنم اولین کتابی بود که از ادبیات استرالیا خوندم. مردمش اکثرا اجدادشون مجرم و تبهکار بودن که از ایرلند و انگلستان، تبعید شدن به استرالیا. یا هم یهودی بودن و از اقصی نقاط دنیا، فرار کردن به این جزیره؛ چیزی که در جز از کل خوندم. خلاصه بومی اصیل کم داره. پس توقع تاریخ و فرهنگ غنی هم نباید ازشون داشت. فیلم هم زیاد براش ساختن. قهرمانشونه دیگه. من سرچ کردم هفتهشت تا فیلم برام آورد، اونی که ساخت ۲۰۰۳ بود رو دیدم، یک برداشتِ سریع و سوپرفیشیال، از یک کتاب پر حرفِ پرماجرا. انگشت پنجِ پایِ کتاب هم نمیشد. کتابو رد و دیس نمیکنم. ولی تبلیغ و پیشنهاد هم نمیکنم.