کتاب نمایش بازی ازدواج

Marriage Play
کد کتاب : 33592
مترجم :
شابک : 978-6003264335
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 68
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1987
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 5 آبان
ادوارد آلبی
ادوارد فرانکلین آلبی نمایشنامه نویس شهیر آمریکایی و برنده ۳ جایزه پولیتزر بود. وی را که بیشتر به خاطر نگارش چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟، داستان باغ وحش و رویای آمریکایی معروف است، وجدان بیدار آمریکا می نامیدند.کارهای اولیه او به شکلی گونهٔ آمریکایی تئاتر پوچی و تأثیر پذیرفته از افرادی چون ژان ژنه، ساموئل بکت و اوژن یونسکو بود اما در واقع نمایش های وی نقد جامعه آمریکا می باشند. نمایشنامه معروف چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟ سوای اهمیتش در عرصه نمایش و سینما، به عنوان یک متن مرجع در دروس...
قسمت هایی از کتاب نمایش بازی ازدواج (لذت متن)
جیلیان : عمیقا. جک : چی؟ جیلیان : زندگیم داره از عمق تکون می خوره غلطه، باید بگی عمیقا تکون می خوره. جک : الان وقت ایراد گرامریه؟ حالا هر چی! تو خودت می تونی؟ جیلیان : چیو؟ جک : چی چیو؟ جیلیان : چیو می تونم؟ جک : [مکث کوتاه] همین می تونی بگی؟ می تونی بگی زندگیم داره عوض می شه و از این حرف ها. می تونی؟ جیلیان : نمی دونم. تو می تونی؟ جک : الان تو داری سر به سر من میذاری؟ جیلیان : [لحن شیطنت آمیز] تقصیر خودته دیگه. جک : [لحظه ای به جیلیان زل می زنه و بعد نگاه شو برمی داره] شاید اگر من تو رو درست شناخته بودم هیچ وقت باهات ازدواج نمی کردم. شاید که نه مطمئنم اگر درست شناخته بودمت باهات ازدواج نمی کردم. جیلیان : [جدی] اوه! چرا می کردی. جک : [فکر] شاید. جیلیان : ازدواج های سنتی بهترین بودن. تا روز عروسیت زنتو نمی دیدی. همه چی با خونواده ها بود. به خاطر یه سری رسم و رسوم و این جور حرفها تا روز عقدت چشمت به عروس نمی افتاد. بعد، اون روز، یهو تور از صورتش کنار می زدی، قلبت از هیجان می ایستاد تو اون لحظه. رو زمین نبودی انگار ... جک : بعد می فرستیش دنبال یه کاری، همون نخودسیاه و می شینی به فکر. به اینکه چه اتفاق کوفتی داره تو زندگیت می افته؟ جیلیان : تغییر زندگی. مال شما مردهاست! جک : [ناراحت] بله، می دونم. جیلیان : مثل سینه های آدم می مونه، شما مردها هم دارین، ولی نه بهشون فکر می کنین نه ازشون استفاده ای می برین. جک : من همیشه به سینه هام فکر می کنم ...