اگر بخواهم از نظر من یکی از بهترین و در عین حال قابلفهمترین کتابهای شعر طنز معاصر را معرفی کنم، بیدرنگ به سراغ «دیوان ابوطیاره» میروم. دلیل اصلیِ این انتخاب، تواناییِ بینظیر عمران صلاحی در برقراری ارتباط با آدمهاست. او کلاً جوری مینویسد که انگار برای همه مردم، از نخبگان گرفته تا مردم عامه، نوشته شده است. فرقی نمیکند در قالب شعر باشد، داستان باشد یا نثر؛ نوشتههای او همیشه آنقدر شیرین و دلنشین هستند که آدم خیلی زود با آنها ارتباط برقرار میکند. راز کار صلاحی در این است که او از دوردستها حرف نمیزند؛ بلکه از دل زندگی خودمان میگوید. آثار او بهشدت «قابلدرد» و «همزادپنداری» هستند؛ یعنی وقتی یک شعر طنز او را میخوانید، ناخودآگاه با خودتان میگویید: «آره، دقیقاً! این همان چیزی است که من هم در زندگی حس کردهام.» او با همین نگاهِ نزدیک به زندگی، توانسته طنز را از حالتِ صرفاً «خندهدار بودن» خارج کند و به سطحی برساند که هم آدم را میخنداند و هم با او همدلی میکند.