«چه دیر...» رمانی از مهکامه رحیمزاده است. داستان دربارهی عشقی ممنوعه است. دربارهی زنی است که با معلم موسیقی پسرش آشنا میشود. آن دو، شخصیتهای متفاوت دارند و هر کدام جهانبینی خاصی، اما چیزی آنها را بهم نزدیک میکند و در عین حال از هم دور نگه میدارد. رمان «چه دیر...» رمانی عاشقانه است با رعایت همان قواعد حاکم بر این ژانر. داستان زبانی ساده دارد و سعی میکند روایت را در دل فضای آشنای زندگی اجتماعی امروز، پیش ببرد. آشنایی انسانهایی که هر کدام دغدغه و فکرمشغولیهای خاص خود را دارند و درگیر زندگی شخصی و اجتماعی خود هستند اما بر اثر یک تصادف، با هم آشنا میشوند اما... . «چه دیر...» داستان آشنای آشناییهایی غریب است. آشنا شدنهایی که دیر اتفاق میافتد و در زمان و مکانی که هیچیک نمیتوانند کاری از پیش ببرند. مهکامه رحیمزاده در رمان «چه دیر...» سعی کرده است عشقی را روایت کند دربارهی یک زن و یک مرد از دو نسل و دو دنیای متفاوت که خیلی دیر و اتفاقی با هم برخورد میکنند. رحیمزاده سعی کرده است در لابهلای خطوط رمانش، به شکلی ضمنی به مسائل و مشکلات زنان در دنیای مدرن امروز و اجتماع نیز نگاهی بیندازد. زنانی که خود را گرفتار بین احساسات درونیشان با واقعیتهای جامعه میبینند. رمانهای عاشقانه، همواره از پرفروشترین رمانها بودهاند. عشق، از مضامینی است که همواره تازه است و هرگز کهنه نمیشود. رحیمزاده هم سعی کرده است در همین قالب و ژانر، رمانش را پیش ببرد و کلافهای تو در تو و چالشهای عاشقانهای برای دو شخصیت اصلی رمانش ایجاد کند؛ مردی بلاتکلیف و نامطمئن، در تقابل با زنی متاهل که احساساتی ناب را در وجودش حس میکند. هر دوی این شخصیتها علاوه بر گرفتاری در شرایط خانوادگی خود، در موقعیت اجتماعیشان نیز، اسیر هستند و نمیتوانند بیمحابا جلو بروند. در تکهای از کتاب میخوانیم: «موهاش خرمایی بود و بلند و تابدار تا پایین گردن. به نسترن که گفتم، گفت هنرمنده دیگه! وقتی سرش رو بالا آورد و به ما نگاه کرد، انگار در یه شیشه عسل را باز کرده باشی، یه عسل غلیظ و درجه یک!» توصیفات ظاهری، آن هم درجهت هر چه زیبا جلوه داده معشوق یا معشوقه از دیرباز، یکی از مشخصات کتابها و رمانهای عاشقانه بوده است که در این کتاب هم به وضوح شاهد آن هستیم. خواندن رمان عاشقانهی «چه دیر...» برای آن دسته از خوانندگانی که دلشان رمانی سرگرمکننده و عاشقانه میخواهد، با تم عشق ممنوعه، میتواند مناسب باشد.
درباره مه کامه رحیم زاده
مهکامه رحیمزاده متولد 1331 است و داستاننویسی را از سال 68 و کلاسهای هوشنگ گلشیری آغاز کرد. تا کنون رمان "یلدا و رهایی" و مجموعه داستانهای "اتاق صورتی" و "ردپای حلزون" از او به چاپ رسیده. رمان "چه دیر" در دیماه 87 توسط نشر ققنوس منتشر شد.