کتاب گل جهنمی

Cehennem Çiçeği
کد کتاب : 37706
مترجم :
شابک : 978-6003768031
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 220
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 2013
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 5 بهمن

معرفی کتاب گل جهنمی اثر آلپر جانی گز

آلپر جانی گز در رمان گل جهنمی از زبان کودکی که مانند کودکان دیگر بزرگ نمیشود و رشد نمی کند نوری بر پیکره زندگی رازآلود می تاباند تا در میان سایه ها به جست وجوی معنای زندگی برآید. راوی داستان، در پی سرنخهایی از زندگی پیرامون خود، رازهایی از خاکستر و ویرانه های زندگی کشف می کند که در پس ملغمه ای از عشق و نفرت و مرگ مدفون شده اند.

واژه ها، سکوتها، آهنگ ها، پشیمانیها، سوگندها، خیانت ها، خندهها، اشکها، شادیها، ناامیدیها و چهره ها، بیش از هر چیز چهره ها. شما میدانید از چه سخن می گویم. عشق ها خاکستر میشوند، پدرها می میرند و قصه ها به پایان می رسند. کسی باید باشد تا ویرانه ها را از نو بسازد، برای همین است که همه بچه ها رشد می کنند و بزرگ می شوند، جز یکی؛ کسی که سایه اش را از دست میدهد، خود به سایه تبدیل می شود.

کتاب گل جهنمی

قسمت هایی از کتاب گل جهنمی (لذت متن)
همان طور که می دانید، انسان ها متولد می شوند، می میرند و سپس بزرگ می شوند. در دنیای کسالت بارم که ماه ها همیشه نوامبر و روزها همیشه پنجشنبه بود و ساعتش همیشه سه بعدازظهر را نشان می داد، زیر میز ناهارخوری کتاب مصوری با موضوع ظرافت های خودکشی سامورایی را ورق می زدم. مادر عزیزم مثل همیشه رخت می شست و اگر بخواهیم به صداهای بیرون توجه کنیم، گربه های محله پرندۀ شکارشده ای را می دریدند. در کل می شود گفت روز نحسی بود. در همان لحظه زنگ خانه به صدا درآمد. مادرم، که در تشخیص بوی بدبختی رودست نداشت، لگن لباس ها را به گوشه ای پرت کرد و خودش را به در خانه رساند. پدرم ساکت و آرام وارد خانه شد و به مادر زل زد. من از زیر میز با تعجب به آنها خیره شدم. مادرم گفت «داداش نبی؟» و پدرم هق هق گریه کرد.