کتاب اسفار سرگردانی اثری برجسته و ساختارشکن از جبار جمال غریب، نویسنده نامآشنای کردستان عراق است. این رمان تاریخی و اجتماعی که موفق به دریافت جایزه ادبی حسین عارف شده، ابعادی عمیق از رنج انسان خاورمیانهای را در فضایی نمادین و شاعرانه به تصویر میکشد. نویسنده در این اثر دست به پیوندی عمیق میان دو فاجعه انسانی بزرگ در قرن بیستم میزند و ماجرای کشتار و پاکسازی قومی ارمنیان توسط حکومت ترکان جوان عثمانی در بحبوحه جنگ جهانی اول را به تراژدی نسلکشی کردها یا همان عملیات انفال متصل میکند. داستان حول محور شخصیتی به نام کاکو ژنیار مرادبیگ شکل میگیرد که فرزند مادری ارمنی و پدری کرد است و اکنون در کشور فنلاند اقامت دارد. این ریشههای دوگانه او را با بحران هویتی شدیدی روبهرو میسازد و وی را وادار میکند تا برای کشف رازهای خانوادگی و التیام زخمهای تاریخی، سفری طولانی را به سمت مناطق کردنشین آغاز کند؛ سفری که در واقع جستوجویی هویتمحور در دل آوارگی، تبعید و حافظه جمعی ملتهای مظلوم منطقه است. نویسنده برای روایت این حجم از درد و جابهجایی جغرافیایی، شیوهای کاملا آوانگارد و غیرخطی را انتخاب کرده که ساختاری شبیه به کتب مقدس دارد. کتاب اسفار سرگردانی به چهار بخش مجزا مانند چهار انجیل تقسیم میشود و هر کدام از این بخشها فصول متعددی را در بر میگیرند. چیدمان رویدادها در این رمان معمایی به گونهای است که خط زمانی مستقیمی وجود ندارد و داستان عملا از اواخر ماجرا آغاز میشود. روایت با تکیه بر تکنیک سیال ذهن، یادداشتهای شخصی زنی معروف به مادر یعقوب و واگویههای راویان مختلف، مدام میان زمان حال و گذشته در سیلان است. این آشفتگی تعمدی در فرم و جابهجایی مداوم میان سالهای ۱۹۱۵ تا ۲۰۰۸ میلادی در کشورهای گوناگون، ذهن مخاطب را به چالشی جدی میکشد؛ به طوری که خواننده برای حفظ رشته اتفاقات و سردرگم نشدن در دالانهای تاریک تاریخ، نیاز به تمرکز و هوشیاری بالایی دارد. این فرم پیچیده نشاندهنده ذهن سرگردان و تکهتکه شده انسانهایی است که هویت آنها در طوفان سیاست و جنگ فروپاشیده است. جبار جمال غریب این رمان را در قالب رئالیسم جادویی خلق کرده و واقعیتهای عریان، خشن و گزنده پاکسازیهای نژادی و مذهبی را با اسطورهها و افسانههای کهن خاورزمین، بهویژه فرهنگ عامه کردستان پیوند زده است. این آمیختگی واقعیت با خیال، لحنی بسیار شاعرانه، نمادین و در عین حال اندوهبار به اثر بخشیده که منتقدان ادبی آن را به یک موسیقی غمناک شرقی تشبیه میکنند که راوی رنج، عشق و بقا است. جالب اینجاست که نویسنده در مقدمه نسخه فارسی کتاب به تأثیرپذیری عمیق خود از ادبیات بزرگ ایران نظیر شاهنامه فردوسی و قلم نویسندگان و شاعرانی چون هدایت، دولتآبادی، گلشیری، شاملو، سپهری و فرخزاد اعتراف کرده است. رمان «اسفار سرگردانی» مانند کاوشی عمیق در روانشناسی آوارگی و کشف حقیقت از لابه لای دفترچههای خاطرات فراموششده است که مطالعه آن تجربهای متفاوت از ادبیات داستانی معاصر را برای علاقهمندان به ارمغان میآورد.
درباره جبار جمال غریب
جبار جمال غریب نویسنده ی ایرانی متولد سال 1961 در شهر قلادزه واقع در کردستان عراق است. اوایل دههی 1980 داستاننویسی را آغاز کرده و در ابتدای دههی 1990 به نوشتن رمان کوتاه پرداخته و سپس اواسط دههی 1990 به رماننویسی روی آورده است.