1. خانه
  2. /
  3. کتاب گیلدا

کتاب گیلدا

3.5 از 1 رأی

کتاب گیلدا

Gilda
انتشارات: نشر علی
٪15
1300000
1105000
معرفی کتاب گیلدا

- حامی چون نمی‌خوای نگام کنی؟ خیلی بی‌معرفتی بی‌وفا! نمی‌دونی تو این مدت چی کشیدم. حالا چرا واسه من ناز می‌کنی؟ دلت می‌خواد  پیشت التماس کنم؟ باشه می‌کنم و هزار بار می‌گم عزیز دلم چشماتو باز کن من خودم فدات می‌شم تو به من لبخند بزن خودم کنیزت میشم. تو  فقط به نگاه خشک و خالی به صورتم بنداز. دیدی تو این مدت چه بلایی سرم آوردی پاک منو دیوونه‌ی خودت کردی ناقلا! اگه من تو رو نداشتم که  بعد از اون حادثه می‌مردم. حالا هم که بچه‌مون رو تنهایی گذاشتی بزرگ کنم. می‌دونی دست تنها بچه بزرگ کردن سخته آقا. پاشو دیگه لوس نشو  الان پرستار می‌یاد.

درباره مرضیه جهان ارا
درباره مرضیه جهان ارا
در چهارمین روز از اولین فصل تابستان سال 1365 درخانواده ای مهربان و صمیمی در کرمان چشم به این هستی بیکران گشودم. اولین فرزند خانواده ام هستم؛سه سال بعد از تولدم با به دنیا آمدن برادرم جمع چهار نفره ی خانواده مان تکمیل شد! بعداز طی کردن دوران دبستان و راهنمایی در رشته ی علوم انسانی فارغ التحصیل وهم اکنون دررشته ی حسابداری مشغول تحصیل می باشم. با تشویق های خانواده ام به طور حرفه ای از سال 1386 شروع به نوشتن کردم؛اولین اثرم را بانام عاشق منتظر درانتشارات خوب علی به چاپ رساندم؛بعد از آن کتاب نوا و گیلدا را به رشته ی تحریر درآوردم و هم اکنون مشغول نگاشتن اثری دیگر برای شما خوبان می باشم،باشدرضایت خاطرتان را فراهم آورد.
دسته بندی های کتاب گیلدا
قسمت هایی از کتاب گیلدا

می خوام چشم هامو باز کنم ولی پلک هام خیلی سنگین هستن و توان ایستادگی و بازماندن ندارند. بالاخره به هزار زحمت چشم هامو باز می کنم. همه جا تاریکه و هیچی نمی بینم ولی نه ..... داره روشن می شه . آروم آروم پلک های سنگینم بسته شدن، انگار وزنه ای بهشون بسته باشند. نمی دونم چه مدت طول کشیده تا بالاخره تونستم پلک هامو باز کنم. این بار می تونستم واضح تر از قبل اطرافم رو ببینم. همه جا سفید بود حتی رنگ دیوار اتاق . صدای نا آشنایی رو می شنیدم. گیج و منگ بودم. صدای پایی رو به وضوح می شنیدم.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب گیلدا" ثبت می‌کند