«خارپشت و لاکپشت» نوشتهی طاهره خردور از مجموعهی«قصههای جورواجور» و برای مخاطبان خردسال است. این مجموعه شامل ده جلد داستان است که شخصیتهای آنها میوهها و حیوانات هستند. خردسالان با خواندن این داستانها که با تصاویر زیبا همراه است پا به جهانی تخیلی میگذارند که در آن برخی مفاهیم را نیز میآموزند. علاوه بر این، سفر به این جهان تخیلی و شرکت در این تجربههای تازه، باعث آشنایی بیشتر کودک با محیط اطراف و افزایش علاقه او به کتاب و کتابخوانی میشود. شخصیتهای این داستان یک لاکپشت و یکخارپشت هستند که در کنار هم زندگی میکنند. خارپشت خیلی دلش میخواهد با لاکپشت دوست شود ولی نمیداند چه کار کند. آنها همسایه هستند و دلشان میخواهد با هم حرف بزنند اما بلد نیستند که چگونه با هم دوست شوند. یک روز، یک تیغ به پای لاکپشت میرود و او دیگر نمیتواند از خانه بیرون بیاید و... نویسنده با داستانی ساده به کودکان میآموزد که با دوستی و همکاری میتوانند بر مشکلات غلبه کنند و به موفقیت برسند. در دوستی آدمها به هم کمک میکنند و با هم چیزهایی تازهای یاد میگیرند و تجربه میکنند. دوستی، خنده و شادی به کودکان کمک میکند تا خودشان و دیگران را بهتر بشناسند. آنها جهانی ساده و معصومانه دارند اما گاهی پیدا کردن دوست و ارتباط برقرار کردن با دیگران برایشان سخت است. این داستان با شخصیتهای بامزه و دوستداشتنی کمک میکند تا آنها بتوانند در دوستی پیشقدم شوند و دوستان جدیدی برای خودشان پیدا کنند. تصویرهای زیبا و رنگارنگ در کنار داستان ساده و شخصیتهای دوستداشتنی باعث میشود مخاطبان خردسال از داستان لذت بیشتری ببرند و پیام داستان به خوبی به آنها منتقل شود. زبان داستان نیز ساده و مناسب درک خردسالان است که به آنها کمک میکند تا کلمات تازهای یاد بگیرند و دایره واژگانی آنها وسیعتر شود. «خارپشت و لاکپشت» داستانی ساده با دو شخصیت دوستداشتنی است که برای کودکان از دوستی و مشارکت در کارها میگوید.
درباره طاهره خردور
طاهره خردور (۱۷ شهریور ۱۳۴۵) نویسنده کودکان و نوجوانان است. از وی آثار بسیاری به چاپ رسیده، از جمله مجموعه «قصههای جوروراجور» شامل ده قصه از وی با تصویگری تصویرگران مختلف برای گروه سنی کودک در نشر پیدایش منتشر شده است. همکاری با نشریاتی چون سروش، پوپک، سنجاقک، رشد، نبات و... در کارنامه کاری خردور مشاهده میشود.
زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟