1. خانه
  2. /
  3. کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود

کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود

3.4 از 1 رأی

کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود

Funny Dirty Little War
٪15
33000
28050
معرفی کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود
کتاب «درد و آرزوی دگر نخواهد بود» اثری از نویسنده و روزنامه‌نگار شهیر آرژانتینی، اسوالدو سوریانو است که نخستین بار در سال ۱۹۷۸ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه یا نوولا، در زمره‌ی آثار برجسته‌ی طنز سیاه سیاسی قرار می‌گیرد و با نگاهی تیزبینانه به شکاف‌های عمیق اجتماعی در آرژانتین دهه‌ی هفتاد میلادی می‌پردازد. داستان در سال ۱۹۷۴ و در روستای خیالی جریان دارد؛ زمانی که بازگشت خوآن پرون به قدرت، بستر را برای تضادهای درونی شدید میان جناح‌های مختلف پیروان او فراهم کرده بود. سوریانو با مهارت روایتی را آغاز می‌کند که در آن یک سوءتفاهم بوروکراتیک و اتهامی واهی مبنی بر نفوذ کمونیسم در شهرداری، به سرعت از کنترل خارج شده و کل منطقه را به ورطه‌ی نابودی می‌کشاند. نویسنده در این اثر نشان می‌دهد که چگونه جزم‌اندیشی و تعصبات کورکورانه می‌تواند آرامش یک محیط کوچک را به حمامی از خون بدل کند.
ساختار روایی کتاب بر پایه‌ی تضاد میان «مضحکه» و «فاجعه» بنا شده است. ماجرا زمانی به اوج وقاحت و تلخی می‌رسد که می‌بینیم هر دو طرف درگیر در جنگ، خود را وفادارترین یاران یک رهبر واحد می‌دانند و در حالی که شعارهای یکسانی سر می‌دهند، ماشه‌ی سلاح‌های خود را به سمت یکدیگر می‌کشند. سوریانو شخصیت‌هایی خلق کرده است که ترکیبی از بلاهت، فرصت‌طلبی و خشونت بدوی هستند؛ افرادی معمولی که در گرداب بازی‌های قدرت گرفتار شده و به هیولاهایی ترسناک تبدیل می‌شوند. کتاب با لحنی گزنده شبیه به سناریوهای سینمایی، پیش می‌رود و خواننده را در ابتدا با موقعیت‌های مضحک و پوچ می‌خنداند، اما به تدریج این خنده بر لب‌ها می‌خشکد و جای خود را به بهت و اندوه ناشی از بمب‌گذاری‌ها، شکنجه‌ها و کشتارهای بی‌معنی می‌دهد. این تغییر لحن ناگهانی، امضای نویسنده در نقد عریان حماقت بشری و پوچی قدرت‌طلبی‌های محلی است که بازتابی کوچک از فجایع بزرگ ملی به شمار می‌رود.
درونمایه‌ی اصلی این رمان تمثیلی از دوران موسوم به «جنگ کثیف» در تاریخ آرژانتین است که به ناپدید شدن و مرگ هزاران نفر انجامید. عنوان اصلی کتاب که از یکی از اشعار تانگوی معروف کارلوس گاردل وام گرفته شده، طنینی کنایه‌آمیز دارد؛ چرا که برخلاف وعده‌ی «نبودن درد»، داستان سرشار از رنجی است که از دل تضادهای حل‌نشده‌ی سیاسی برمی‌خیزد. سوریانو ثابت می‌کند که وقتی منطق از عرصه‌ی سیاست رخت بربندد، تنها چیزی که باقی می‌ماند، خشونت عریان و فراموشی دردناک است. این اثر که بعدها منبع اقتباس فیلمی موفق به کارگردانی هکتور اولیورا نیز شد، به خوبی نشان می‌دهد که چگونه نفرت ایدئولوژیک می‌تواند پیوندهای انسانی را از هم بگسلد. به عبارتی «درد و آرزوی دگر نخواهد بود» نه تنها یک سند تاریخی از آشوب‌های یک کشور، بلکه هشداری جهانی درباره‌ی خطرات افراط‌گرایی در هر زمان و مکانی محسوب می‌شود.
درباره اسوالدو سوریانو
درباره اسوالدو سوریانو
اسوالدو سوریانو (Osvaldo Soriano; ۶ ژانویهٔ ۱۹۴۳ – ۲۹ ژانویهٔ ۱۹۹۷) روزنامه‌نگار، نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس اهل آرژانتین بود. سوریانو در مار دل پلاتا، آرژانتین به دنیا آمد. او از همان ابتدا در سال 1971 زمانی که سردبیر Jacobo Timerman روزنامه را تأسیس کرد، به عنوان نویسنده در La Opinión مشغول به کار شد. La Opinión با سیاست مترقی آغشته بود و به زودی تلاشی برای از بین بردن نفوذ چپ در داخل روزنامه انجام شد. پس از شش ماه که هیچ یک از مقالاتش منتشر نشد، سوریانو شروع به نوشتن داستانی کرد که در آن شخصیتی به نام اسوالدو سوریانو زندگی بازیگر انگلیسی استن لورل را بازسازی می کند.
این اثر به اولین رمان او تبدیل شد، Triste، solitario y final (غمگین، تنها و نهایی)، یک تقلید مسخره آمیز مالیخولیایی در لس آنجلس با کارآگاه تخیلی مشهور فیلیپ مارلو به عنوان بازرس مشترک او. چند ماه پس از انتشار رمانش بود که از شهر آمریکا دیدن کرد و در واقع کنار قبر استن لورل ایستاد و نسخه ای از کتابش را در آنجا گذاشت. این کتاب لحن بسیاری از آثار دیگر او را تعیین کرد: استفاده از حقایق واقعی به عنوان پس‌زمینه داستان‌هایش، ماهیت متناقض و شکنجه‌آمیز شخصیت‌های اصلی، سیاست مترقی به عنوان عنصر اصلی داستان‌ها.
مدت کوتاهی پس از کودتای Reorganización Nacional در آرژانتین در سال 1976، او مجبور شد از ترس امنیت فیزیکی خود ابتدا به بروکسل (جایی که با همسرش کاترین ملاقات کرد) و سپس به پاریس، جایی که در آنجا زندگی می کرد، نقل مکان کرد. تا سال 1984 تبعید شد. زمانی که در فرانسه بود، با خولیو کورتازار دوست شد، که با او تجربه کوتاه مدت مجله ماهنامه Sin censura را پایه گذاری کرد. پس از سقوط حکومت نظامی، او به بوئنوس آیرس بازگشت و انتشار کتاب‌هایش با موفقیت بزرگی همراه بود، نه تنها در آمریکای جنوبی، بلکه در ایتالیا و چندین کشور دیگر که ترجمه و انتشار آثارش آغاز شد.
سوریانو در کتاب های خود موفق شد تجربیات خود را به عنوان یک فعال دموکراتیک و به عنوان یک منتقد قوی خشونت اعمال شده توسط دولت های مرتجع با طنز فوق العاده ای در هم آمیزد. او که هم عاشق فوتبال (فوتبال) و هم فیلمبرداری بود، اغلب در کارهایش از هر دو تقدیر می کرد. سوریانو یکی از طرفداران شناخته شده سان لورنزو بود و با پاپ فرانسیس آرژانتینی در آن وابستگی مشترک داشت.
پس از مرگ او در بوئنوس آیرس در سال 1997 به دلیل سرطان ریه، او در قبرستان لا چاکاریتا در بوئنوس آیرس به خاک سپرده شد. آثار او از آن زمان تاکنون حداقل به پانزده زبان مختلف ترجمه شده است و الهام بخش کارگردانان و تهیه کنندگان فیلم در آثار داستانی و مستند بر اساس رمان ها و تجربه زندگی او بوده است.
قسمت هایی از کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود

گلوله ای صفیرکشان از بالای سر او رد شد و به دیوار خورد. خودش را روی زمین انداخت و بی هدف آتش کرد. به خودش بد و بیراه گفت که زیاد آنجا معطل کرده است. سینه خیز سینه خیز رفت زیر اتومبیل. گلوله ی دوم از جاده، جرقه هایی بلند کرد و بارانی از گرد داغ به صورتش پاشید. خوان، در لحظه ی مناسب، خودش را کف جاده چسباند، هیچ حرکتی نکرد. جز اینکه سرش در جست وجوی مهاجمش تکان می خورد. صدای غشغشه ی مسلسل در خیابان پیچید.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب درد و آرزوی دگر نخواهد بود" ثبت می‌کند