داستانی فوق العاده با قلب، رمز و راز و بینش عالی.
کتابی دلگرم کننده و در عین حال پر از تعلیق درباره استحکام خانواده، آشفتگی دوستی های از دست رفته و پیدا شده، و مهمتر از همه، یادآوری اینکه چه کسی هستید.
همین قضیه باعث خجالت و ترس مردممان شد. کشیش براون آدم خیلی رک گویی بود گفت هرکسی که ادعا کند ارواح را میبیند آدم باخدایی نیست و عموی من شیطان را به میان مردممان میکشاند. پس اسم دیگری روی الدورات گذاشتند و به او گفتند جادو درمانگر البته گردشگرها جور دیگری فکر میکردند عمویم جاذبه ی گردشگری بود. میخواستند او را ببینند و بپرسند آیا میتواند روح یکی از درگذشتگانشان مثلا مادر پدر یا بهترین دوستشان را ببیند یا نه اما سخت میشد عمو الدورات را پیدا کرد؛ خانه اش بالای تپه بود و به ندرت بیرون می آمد کشیش راون به ما میگفت نشانیاش را به هیچ کس ندهیم.
خب باید بگم که این کتاب زیاد به سلیقه من نخورد و دوسش نداشتم ولی فکر کنم اگه این ژانر رو دوست داشته باشید براتون لذت بخش باشه. یکی از دلایلی که لذت نبردم این بود که نادانسته این کتاب رو از نسر پرثوآ خریدم و افتضاح بود. جز کلمه افتضاح نمیتونم چیزی بگم، حتی یه کلمه ساده "معمولا" رو اشتباه نوشته بودن. من تا وسط کتاب نمیتونستم درست حسابی جملات رو تشخیص بدم از بس که غلط املایی داشتن. با این حال نشر پرتقال که همین الان توی ایران کتاب موجود هست یه نشر معتبر و معروف هست که من ازش کاملا راضیم و احتمالا این کتاب رو هم درست ترجمه کرده باشن. به کتابخونای عزیز توصیه میکنم کاملا از نشر پرثوآ دور شید چون خیلیها ازش ناراضین و سعی کنید از یه نشر معتبر یا چیزی که بقیه ازش راضی هستن خرید کنید که بعدا مثل من پشیمون نشید.
من خوندمش فانتزی و باحاله یعنی هنگام خوندنش حس میکنید دارین یه انیمیشن میبینید بازم این نظر منه بستگی به سلیقه شما داره ولی خب به من باشه پیشنهاد میکنم بخونید
این کتاب رو نخونم ولی دوستم داره میگفت عالیه❤️