1. خانه
  2. /
  3. کتاب قصه های قشنگ و قدیمی 15

کتاب قصه های قشنگ و قدیمی 15

نویسنده: مژگان شیخی
3.7 از 1 رأی

کتاب قصه های قشنگ و قدیمی 15

12 قصه از زندگی خواجه نصیر طوسی (16*16)
Ghessehaye Ghadimi
انتشارات: قدیانی
٪15
300000
255000
معرفی کتاب قصه های قشنگ و قدیمی 15
«12قصه از زندگی خواجه نصیر طوسی» نوشته‌ی مژگان شیخی جلد پانزدهم از مجموعه «قصه‌های قشنگ و قدیمی» است. «12قصه از زندگی خواجه نصیر طوسی» مجموعه‌ای تصویری است که با نثری ساده، روان قصه‌هایی از زندگی خواجه تصیر طوسی را روایت می‌کند. این مجموعه با هدف آشنایی کودکان و نوجوانان با زندگی و اندیشه‌های این دانشمند بزرگ ایرانی نوشته شده و هر داستان بخشی از مسیر پرفرازونشیب زندگی او را بازگو می‌کند. خواجه نصیرالدین طوسی فیلسوفی بزرگ، ریاضی‌دان دانشمند و ستاره‌شناسی برجسته بود. هر یک از داستان‌های این مجموعه رویدادی از زندگی خواجه نصیر را با داستانی پندآموز و الهام‌بخش به تصویر می‌کشد. «در کوچه‌های طوس»، «به سوی بغداد»، «اژدها و ماه»، «یک تیر و دو نشان»، «آسیابان و سگش»، «روزهای پایانی»، «به خاطر مردم»، «زخم دست پادشاه»، «چاه و چاه کن»، «تشتی بر بام»، «زندانی قلعه‌ها» و «شهر به شهر» عناوین دوازده قصه‌ی این کتاب هستند.
داستان «آسیابان و سگش» قصه نهم این کتاب است که یکی از ماجراهای جالب و پندآموز زندگی خواجه را روایت می‌کند. او در یک سفر در کنار آسیابی فرود می‌آید و هنگامی که شب فرا می‌رسد؛ تصمیم می‌گیرد همان‌جا بیرون آسیاب شب را سپری کند. اما آسیابان می‌گوید: امشب باران می‌بارد، بفرمائید داخل آسیاب بخوابید. خواجه به اصطرلاب نگاهی می‌کند و وضع هوا را در نظر می‌گیرد و می‌گوید: «امشب باران نمی‌آید.» او در فضای باز، زیر آسمان کبود می‌خوابد. نیمه‌های شب بارش باران، او را از خواب بیدار می‌کند. خواجه نصیر به ناچار، در آسیاب را می‌کوبد و آسیابان را بیدار می‌کند و به درون آسیاب می‌رود و بقیه‌ی شب را داخل آسیاب می‌گذراند. صبح روز بعد از آسیابان می‌پرسد: از کجا می‌دانستی که شب باران می‌بارد؟ آسیابان می‌گوید: هر شبی که قرار است باران بیاید سگ من بیرون نمی‌خوابد و به درون آسیاب می‌آید و هر شب که بیرون بخوابد بی‌گمان باران نخواهد آمد.
«اژدها و ماه» قصه پنجم این کتاب یکی دیگر از ماجراهای جالب و پندآموز زندگی خواجه را روایت می‌کند. خواجه نصیر، پس از ماجراهایی به دربار هلاکوی مغول راه پیدا می‌کند. او تلاش می‌کند در دربار هلاکو از میراث اسلامی که در معرض نابودی است محافظت کند. روزی‌ هلاکو به‌ خواجه‌ نصیرالدین‌ می‌گوید که‌ یک‌ حادثه‌ی‌ جالب‌ را پیشگویی‌ کن که‌ من‌ شاهد آن باشم‌. خواجه‌ می‌پذیرد و می‌گوید این‌ حادثه‌ در شب‌ پنج‌شنبه‌ اتفاق‌ خواهد افتاد. آن شب‌ کسوف‌ است‌ و اتفاقا در آن‌ شب‌ هلاکو در خواب‌ است و نگهبانان به خواجه‌ اجازه‌ ورود نمی‌دهند که همین‌ باعث‌ نگرانی‌ خواجه‌ می‌شود که‌ نکند، هلاکو این‌ حادثه‌ را نبیند. بنابراین به فکر چاره‌ می‌افتد. او شنیده است که‌ یکی‌ از خرافات‌ در باره‌ ماه‌گرفتگی‌ این‌ است‌ که‌ می‌گویند اژدها ماه‌ را گرفته‌، پس‌ باید به‌ ظروف‌ مسی‌ کوبید تا اژدها بترسد و ماه‌ را رها کند. خواجه بلافاصله‌‌ نگهبانان‌ را از این‌ قضیه‌ می‌ترساند و آن‌ها ظروف‌ مسین‌ را برمی‌دارند‌ و به‌ هم می‌کوبند و این‌ باعث‌ می‌شود که‌ هلاکو از خواب‌ بیدار شود و خواجه‌ کسوف‌ را به‌ هلاکو نشان‌ می‌دهد و او سخن‌ خواجه‌ را می‌پذیرد‌ و اعتبار علمی‌ و شخصیت‌ خواجه‌ برای‌ او تثبیت‌ می‌شود.
«12قصه از زندگی خواجه نصیر طوسی» قصه‌هایی جذاب، سرگرم‌کننده و پندآموز هستند که مخاطبان کودک از آن‌ها لذت می‌برند و به آموختن علم و دانش تشویق می‌شوند.
درباره مژگان شیخی
درباره مژگان شیخی
مژگان شيخی متولد سال 1341 و دارای مدرک مترجمی زبان انگليسی است. وی از سال 63 كار نوشتن را با داستان «بلبل نوک طلا و باغ آرزوها» آغاز كرد. شیخی هم در زمينه ادبيات كودكان و هم ادبيات بزرگسالان فعاليت داشته است و تاكنون بيش از 150 عنوان از كتاب‌هايش به چاپ رسيده است كه برخی از آنها برای فيلم‌های سينمايی قرارگرفته‌اند. از آثار او در زمينه ادبيات كودک می‌توان به «زندگی حضرت يوسف»، «تابستان و غاز سفيد»، «دستی برای دوستی» و «گلی در سرزمين زمستان‌ها» و «365 قصه برای 365 روز سال» اشاره کرد.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب قصه های قشنگ و قدیمی 15" ثبت می‌کند