سجاد نیرومند

سجاد نیرومند

من سجاد نیرومند متولد دوم مرداد ماه هزار و سیصد هفتاد و سه متولد و ساکن رشت هستم. تحصیلاتم تا مقطع کاردانی و در رشته مددرکاری اجتماعی بوده. شغلم مددیاری در آسایشگاه سالمندان و معولین است. من ادبیات را با نوشتن شعر آغاز کردم و اصلا به فکر داستان نویسی نبودم و هیچ چیز هم در موردش نمی دانستم. من در کلاس شعر استاد هومن عزیزی شرکت می کردم و قبلتر از آن بدون یادگیری قواعد عروضی در قوالب مختلف شعر می گفتم. ورود من به دنیای نویسندگی آشنایی با استاد علی کریمی کلایه بود. پیشنهاد دادم که در فضای مجازی یک کلاس داستان راه اندازی کنیم. کلاس راه اندازی شد اما ایشان بعد از هفته اول دیگر نتوانست ادامه دهد به دلیل شرایطی که پیش آمده بود. با استاد صادق منصوری ادامه دادیم. از دی سال نود و هفت به طور جدی به کار داستان نویسی پرداختم. بسیاری از مسائلی که یاد گرفتم خود آموخته بود. از کتاب های جمال میرصادقی، مصطفی مستور، عباس معروفی و عمرانی استفاده کردم. اما نباید لطف و مهربانی پسرخاله عزیزم حامد تنها و دوست عزیزم مهدی مهربان که در نویسندگی کمک رسانم بودند را فراموش کنم. اولین داستانم عروسک نام داشت. داستانی که فاقد اسم و پیرنگ بود. غلط های زیادی داشت. و آن قدر قلم خورد تا به شکل ایده آل رسید. الان هم همینطور است. داستان در ذهنم شکل می گیرد و زمانی که قرار است بنویسم بدون توجه به غلط املایی و نکات دیگر می نویسم. هفته ها می گذارم و بعدا بازنویسی میکنم و بازنویسی میکنم تا به فرمت بهتری دست پیدا کند. و تقریبا بعد از یک سال توانستم اولین کتابم که مجموعه داستان بود را به نام اتاق شماره ۸۸ منتشر کنم. اواسط تابستان نود و هشت بود که با انتشارات قصه باران که حامی نویسندگان نو پاست آشنا شدم. معرف این انتشارات بابک ابراهیم پور عزیز بود که من از طریق استاد صادق منصوری با او آشنا شدم. در همان روزها بود که گروه چوک را هم به من معرفی کرد. چند روز بعد در گروه نقد داستان استاد مهدی رضایی عضو شدم که یکی از اتفاقات خوب در طول این دو سال نویسندگی من بوده است. خانه چوک جایی است که آدم همه چیز یاد می گیرد. مخصوصا برای نویسنده که باید در جامعه الگو باشد. از نوشتن تا اخلاق. از تمرین تا مهارت. از رفاقت تا تلاش. و این مهم به دستان توانای استاد مهدی رضایی عزیز میسر گشته که جای تشکر و قدردانی دارد به خاطر زحمات ایشان در راه ادبیات متعهد. امسال کتاب دومم که رمان است به نام چند قدم روی مرز نسبیت نیز منتشر شد. رمانی در ژانر عاشقانه و روانشناسی. من به طور مداوم می خوانم و می نویسم. این نهیب همیشه همراه من است تا فراموش نکنم که کجایم. تا همیشه و تا آخر عمر باید یاد گرفت، نوشت، تمرین کرد و به جلو رفت. در آخر تشکر می کنم از جناب رضایی بزرگوار که این فرصت را در اختیار بنده گذاشتند تا خودم را معرفی کنم. و در آخر از استاد صادق منصوری، حامد تنها، مهدی مهربان و شایان ایروانی که دلسوزانه راهنمایم بودند تشکر میکنم.

کتاب های سجاد نیرومند

ماتروشکا