ریحانه جعفری

ریحانه جعفری

از بچگی عاشق آدم‌ها، سفر و کتاب بودم. هر کتاب برام یه سفر بود. سفر به جهان نویسنده. با خوشحالیِ‌ آدم‌های توی کتاب‌ها، خوشحال می‌شدم و با ناراحتی‌هاشون، ناراحت. بعضی وقت‌ها کارهام عین قهرمان کتابی می‌شد که داشتم می‌خوندم. احساس خوبی بود این‌همه دوست‌های جورواجور از کشورهای جورواجور داشتن. هنوز هم همین‌جوری‌ام. با شخصیت‌های داستان‌ها زندگی می‌کنم. یکی‌ش همین استنلی. وقتی استنلی پاتز از خونه رفت،‌ نگران شدم. وقتی توی آکواریوم پیراناها رفت، ترسیدم. و چه خوب بود وقتی به ماه خیره شد و از تهِ دل خونواده‌ی گمشد‌ه‌ش رو صدا زد.

کتاب های ریحانه جعفری

طوفان در راه است


نانسی کلانسی و پولدارشدن


نانسی کلانسی و پیشگویی


نانسی کلانسی، عشق فوتبال


گذرگاه آهنین


دیگه نه مداد و نه کتاب!


اتولین 3


شب به خیر، خوب بخوابی!


ماجراهای کارآگاه ماریلا 6


تولدت نمبارک!


مامان تو بهترینی!


اتولین و گربه ی زرد 1


ماجراهای کارآگاه ماریلا 4


ماجراهای کارآگاه ماریلا 3


ماجراهای کارآگاه ماریلا 1


استینک 5


استینک 3


استینک 4


استینک 1


لاغر استخونی 1


لاغر استخونی 2


ماجراهای کارآگاه ماریلا 5


استینک 10


مجموعه استینک


ماجراهای کارآگاه ماریلا 2


استینک 6


استینک 2


مجموعه استینک


تیتیش شاه و امپراطور خبیث


نجات اشباح و قلعه ی فیرفکس


نجات اشباح و مومیایی دلتنگ


استینک 7


استینک 8


استینک 9


بابای پرنده ی من


چشم های سبز هی هو ها ما


شب به خیر داداش


وقتی خواهرم کوچولو بود


اگر پری را دیدی…


آدم برفی کجا می خوابد؟


دامن گل گلی


مادرم ازدواج کرد


مجبورم نکن لبخند بزنم