محمدحسن ابوحمزه

محمدحسن ابوحمزه

محمدحسن ابوحمزه در سال ۱۳۴۳ به دنیا آمد و تا مقطع دیپلم درس خواند. اولین داستان او در ۱۳۶۳ در مجله امید انقلاب و در مسابقه ای ادبی برگزیده و چاپ شد. دومین داستانش به نام نجات را بالای ارتفاعات قلاویزان توی دیدگاه دیده بانی نوشت که آن هم در اولین جشنواره ادبیات داستانی بسیج برگزیده شد. سایر داستان های وی در بیش از سی جشنواره ادبی مانند جشنواره فیلمنامه نویسی انقلاب اسلامی بنیاد فارابی برگزیده شده اند. دوکتاب دختران فیروزه ای و دیده بان ها ایستاده می خوابند. شامل مجموعه داستان های کوتاه . او به چاپ رسیده است. ابوحمزه داستان نویس پرکار تهرانی دارای داستانهای کوتاهی زیادی می باشد که از جمله آنها به موارد زیر می توان اشاره کرد: "تک برگ پیچک"،"خشمگین"، "هارمونی ریل راه آهن"، "صید ماهی صبور"، "سایبانی از نخل"، "سکه ها "، "از ما اصرار از پیرمرد تدارکات انکار"،این که آمد آن که باید بیاید نیست"، "پایان لبخند خاکی"، "آخرین پیام"،"آخرین پلاک شناسایی مان را در مشت می فشردیم"...داستانهای "آچمز" و "جون بکنید بیایید بالا" نیز برگزیده نخستین جشنواره سراسری لبخند خاکی فراخوان داستان طنز دفاع مقدس در آستانه میلاد امام رضا (ع) در اردیبهشت سال 1390 بوده است.
ابوحمزه بر اساس برخی از آثارش نویسنده حوزه دفاع مقدس به حساب می آید. برای مثال داستان کوتاه "آخرین پلاک شناسایی مان را در مشت می فشردیم" به عنوان داستان ادب پایداری در هشتاد و یکمین جلسه نقد کتاب دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در خرداد ماه سال 1387 مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

کتاب های محمدحسن ابوحمزه

خانه پلاک 131