1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. «ادیسه» اثر نولان؛ چرا همه دوباره به سراغ «هومر» رفته‌اند؟

«ادیسه» اثر نولان؛ چرا همه دوباره به سراغ «هومر» رفته‌اند؟

Back to Odyssey

اودیسیوس برای رسیدن به ایتاکا فقط با دریا نمی‌جنگد؛ او باید حافظه، هویت، وفاداری و میل خود به ادامه‌دادن را نیز حفظ کند.

یک فیلم پرفروش کافی بود تا خوانندگان، پس از نزدیک به سه هزار سال، دوباره راه خانه‌ی اودیسئوس را در حماسه‌ی «هومر» دنبال کنند؛ اما کتاب چه چیزی دارد که بر پرده‌ی سینما باقی نمی‌ماند؟




فیلم‌ها گاهی کتابی فراموش‌شده را دوباره به ویترین کتاب‌فروشی‌ها بازمی‌گردانند؛ اما کمتر پیش می‌آید اثری سینمایی چنین تأثیری بر متنی داشته باشد که نزدیک به سه هزار سال از تولدش می‌گذرد. اکران «ادیسه» به کارگردانی «کریستوفر نولان»، نه‌فقط یکی از مشهورترین حماسه‌های جهان را به موضوع گفت‌وگوهای سینمایی تبدیل کرده، بلکه موج تازه‌ای از علاقه به هومر، اسطوره‌های یونانی و حتی شعر حماسی به راه انداخته است.

گزارش تازه‌ی گاردین نشان می‌دهد بسیاری از تماشاگران پس از دیدن فیلم، برای نخستین بار سراغ «ادیسه» و «ایلیاد» رفته‌اند یا خواندن نیمه‌تمام این آثار را از سر گرفته‌اند. بر پایه‌ی آمار ارائه‌شده در این گزارش، فروش چاپی نسخه‌های گوناگون «ادیسه» در آمریکا از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون ۷۶ درصد افزایش یافته است. در بریتانیا نیز فروش شعر در مسیر ثبت رکوردی تازه قرار گرفته و طی سی هفته‌ی نخست سال، از هشت میلیون پوند فراتر رفته است. البته تمام این رونق را نمی‌توان نتیجه‌ی یک فیلم دانست، اما دشوار است نقش اقتباس نولان را در بازگشت نام هومر به گفت‌وگوهای عمومی نادیده گرفت.


داستانی که پیش از رمان، سینما و سفر قهرمان وجود داشت

«ادیسه» روایت بازگشت اودیسئوس، پادشاه ایتاکا، از جنگ تروا است؛ بازگشتی که باید کوتاه باشد اما ده سال طول می‌کشد. اودیسئوس در این مسیر با خدایان خشمگین، غول یک‌چشم، افسونگران، مردگان، هیولاهای دریایی و وسوسه‌ی فراموش‌کردن خانه روبه‌رو می‌شود. در ایتاکا نیز پنلوپه، همسر او، و تلماخوس، پسرش، باید در برابر خواستگارانی ایستادگی کنند که خانه و ثروت خانواده را در غیاب او تصاحب کرده‌اند.

این خلاصه ممکن است «ادیسه» را صرفاً داستانی پرماجرا نشان دهد؛ چیزی شبیه الگوی باستانی فیلم‌های فانتزی و سفرهای قهرمانانه. جذابیت پایدار اثر اما تنها از هیولاها، نبردها و اتفاق‌های شگفت‌انگیز نمی‌آید. در مرکز روایت، انسانی قرار دارد که پس از سال‌ها جنگ و سرگردانی می‌خواهد به خانه بازگردد، اما خودِ پیشینش دیگر وجود ندارد. اودیسیوس برای رسیدن به ایتاکا فقط با دریا نمی‌جنگد؛ او باید حافظه، هویت، وفاداری و میل خود به ادامه‌دادن را نیز حفظ کند.

همین مضمون ساده و عمیق، «ادیسه» را برای نسل‌های متفاوت زنده نگه داشته است. خانه در این حماسه فقط یک مکان جغرافیایی نیست؛ مقصدی است که به زندگی پراکنده‌ی قهرمان معنا می‌دهد. شاید به همین دلیل است که مخاطب امروز نیز، با وجود فاصله‌ای چند هزار ساله، می‌تواند ترس اودیسئوس از گم‌کردن راه، فراموش‌شدن و بازگشت به جهانی تغییرکرده را درک کند.




فیلم، دروازه‌ی ورود است؛ کتاب، جهان کامل‌تر

اقتباس سینمایی ناچار است انتخاب کند. یک فیلم نمی‌تواند همه‌ی توقف‌ها، روایت‌های فرعی، تکرارهای شاعرانه و تغییر زاویه‌های حماسه‌ی هومر را با همان گستردگی متن بازآفرینی کند. نولان نیز «ادیسه» را از صافی دغدغه‌های سینمایی خودش عبور داده است: زمان، حافظه، گناه، مسئولیت و مردانی که با پیامد انتخاب‌های گذشته‌شان زندگی می‌کنند.

«دنیل مندلسون» در نقد خود، یکی از موفقیت‌های فیلم را ساختار درهم‌تنیده‌ی آن می‌داند؛ ساختاری که به شیوه‌ی روایت هومر و تصویر بافتن در خود حماسه نزدیک می‌شود. با این حال، او معتقد است اودیسئوس فیلم بیش از آن‌که قهرمانی هومری باشد، به قهرمان‌های همیشگی سینمای نولان شباهت دارد: مردی اندوهگین و عذاب‌کشیده که گذشته رهایش نمی‌کند.

این فاصله میان فیلم و کتاب، نقصی نیست که لزوماً یکی را بی‌اعتبار کند. برعکس، همان چیزی است که خواندن متن را پس از تماشای فیلم جذاب می‌سازد. خواننده در کتاب با اودیسئوسی شوخ‌طبع‌تر، زیرک‌تر، متناقض‌تر و گاه بی‌رحم‌تر روبه‌رو می‌شود. او فقط قربانی خشم خدایان نیست؛ تصمیم‌های اشتباه، غرور و میلش به شناساندن خود نیز بارها سفر را دشوارتر می‌کند. کتاب همچنین برای پنلوپه، تلماخوس، خدمتکاران، خواستگاران و حتی دشمنان اودیسئوس فضای بیشتری فراهم می‌کند و جهان اخلاقی پیچیده‌تری می‌سازد.


اختلاف نظر منتقدان، خوانندگان را کنجکاوتر کرد

همه‌ی کلاسیک‌پژوهان از اقتباس نولان استقبال نکرده‌اند. امیلی ویلسون، مترجم شناخته‌شده‌ی انگلیسی «ادیسه»، فیلم را از نظر روان‌شناختی، اخلاقی و سیاسی کم‌عمق دانسته و به شیوه‌ی روایت و انگیزه‌های شخصیت‌ها انتقاد کرده است. با این حال، او نیز تأثیر فیلم در بازگرداندن مخاطبان به سینما و افزایش توجه عمومی به ادبیات یونان باستان را به رسمیت می‌شناسد.

جالب این‌جاست که همین اختلاف نظرها بخشی از موتور بازگشت به کتاب شده‌اند. بعضی مخاطبان برای این‌که بفهمند نولان چه چیزهایی را تغییر داده، به سراغ متن هومر رفته‌اند. برخی دیگر می‌خواهند قضاوت کنند که آیا انتقادهای مترجمان و پژوهشگران منصفانه است یا نه. در هر دو حالت، فیلم به جای آن‌که جای کتاب را بگیرد، پرسشی ایجاد کرده که پاسخ کاملش فقط در متن پیدا می‌شود.

این یکی از بهترین سرنوشت‌هایی است که می‌توان برای یک اقتباس ادبی تصور کرد: مخاطب پس از خروج از سالن احساس نکند داستان را به‌طور کامل می‌داند، بلکه بخواهد منشأ آن را کشف کند. «ادیسه» نیز دقیقاً از آن آثاری است که هر اقتباس، تنها یک مسیر از میان راه‌های فراوان ورود به آن را نشان می‌دهد.


بازگشت زنان خاموش اسطوره

موج تازه‌ی توجه به «ادیسه» فقط به شخصیت اودیسئوس محدود نمانده است. بسیاری از خوانندگان می‌خواهند داستان را از چشم زنانی ببینند که در حماسه‌ی اصلی حضور دارند اما صدای آن‌ها کمتر شنیده می‌شود: پنلوپه که بیست سال در انتظار می‌ماند و با زیرکی خواستگاران را عقب نگه می‌دارد؛ سیرسه که مردان اودیسئوس را به خوک تبدیل می‌کند؛ کالیپسو که قهرمان را سال‌ها در جزیره‌اش نگه می‌دارد؛ و زنانی که در پایان داستان، قربانی داوری و خشونت مردان می‌شوند.

به همین دلیل، بازگویی‌های معاصر اسطوره‌های یونانی نیز در کنار اثر هومر مورد توجه قرار گرفته‌اند. «سیرسه» نوشته‌ی مدلین میلر، ساحره‌ی مشهور حماسه را از حاشیه به مرکز می‌آورد. «پنلوپیاد» اثر مارگارت اتوود، داستان بازگشت اودیسئوس را از زبان پنلوپه و خدمتکارانش بازگو می‌کند. «نغمه‌ی آشیل» نیز با نگاهی تازه به رویدادهای «ایلیاد»، جهان پیش از آغاز سفر اودیسئوس را می‌سازد.

این کتاب‌ها جایگزین هومر نیستند؛ گفت‌وگویی چند هزار ساله با او هستند. خواندنشان نشان می‌دهد یک اسطوره چگونه می‌تواند بارها بازنویسی شود و هر دوره، پرسش‌های تازه‌ای از آن بپرسد. فیلم نولان نیز حلقه‌ای دیگر از همین زنجیره است، نه پایان آن.


برای خواندن «ادیسه» از کجا شروع کنیم؟

ترس از دشواری متن، یکی از موانع اصلی خوانندگان است. نام‌های یونانی، نسبت‌های خانوادگی خدایان، قالب شاعرانه و فاصله‌ی تاریخی اثر ممکن است در ابتدا بازدارنده به نظر برسند. اما برای لذت‌بردن از «ادیسه» لازم نیست متخصص ادبیات کلاسیک باشیم.

بهتر است پیش از شروع، خلاصه‌ای کوتاه از جنگ تروا و «ایلیاد» بدانیم؛ نیازی نیست حتماً ابتدا تمام «ایلیاد» را بخوانیم. سپس می‌توانیم «ادیسه» را مانند مجموعه‌ای از روایت‌های پیوسته دنبال کنیم: هر بخش، آزمونی تازه در مسیر بازگشت است. یادداشت‌کردن نام چند شخصیت اصلی نیز از سردرگمی جلوگیری می‌کند. مهم‌تر از همه، نباید انتظار داشته باشیم متن با ریتم یک رمان امروزی پیش برود. تکرارها، لقب‌های ثابت و روایت‌های درون روایت، بخشی از خاستگاه شفاهی حماسه‌اند.

در انتخاب ترجمه نیز بهتر است فقط به کمترین تعداد صفحه یا ساده‌ترین نثر توجه نکنیم. بعضی نسخه‌ها ترجمه‌ی کامل حماسه‌اند و برخی دیگر بازنویسی یا خلاصه‌ای مناسب خوانندگان کم‌سن‌تر به شمار می‌آیند. در صفحه‌ی «ادیسه» در ایران‌کتاب می‌توان ترجمه‌ها و چاپ‌های مختلف را از نظر مترجم، ناشر، تعداد صفحات و موجودی مقایسه کرد و نسخه‌ای متناسب با هدف مطالعه انتخاب کرد.

اگر فیلم انگیزه‌ی اولیه را ایجاد کرده است، خواندن کتاب را به تعویق نیندازید. دانستن پایان داستان از لذت آن کم نمی‌کند؛ اهمیت «ادیسه» در این نیست که آیا قهرمان به خانه می‌رسد یا نه، بلکه در چگونگی رسیدن و انسانی است که پس از آن همه سال به خانه بازمی‌گردد.


حماسه‌ای که هنوز به خانه بازمی‌گردد

فیلم کریستوفر نولان ممکن است نقطه‌ی ورود نسل تازه‌ای به دنیای هومر باشد، اما ماندگاری «ادیسه» را نمی‌توان با موفقیت یک اقتباس توضیح داد. این حماسه پیش از سینما، پیش از رمان مدرن و حتی پیش از بسیاری از تصورهای امروزی ما از شخصیت و داستان وجود داشته است. با این حال، هنوز درباره‌ی همان چیزهایی حرف می‌زند که زندگی انسان را شکل می‌دهند: میل به بازگشت، ترس از فراموشی، وسوسه‌ی توقف، هزینه‌ی جنگ و این پرسش که پس از یک سفر طولانی، آیا خانه و مسافر همان‌هایی هستند که در آغاز بودند؟

شاید مهم‌ترین دستاورد فیلم این باشد که دوباره چنین پرسش‌هایی را به میان مخاطبان آورده است. اگر تماشای «ادیسه» نولان باعث شود خواننده‌ای برای نخستین بار کتاب هومر را باز کند، مسیر بازگشت اودیسئوس بار دیگر آغاز شده است؛ سفری که نزدیک به سه هزار سال است هر نسل آن را به شیوه‌ی خودش طی می‌کند.





مقالات مرتبط با "«ادیسه» اثر نولان؛ چرا همه دوباره به سراغ «هومر» رفته‌اند؟"
مقایسه ترجمه‌های کتاب «شهر و دیوارهای نامطمئنش» اثر «هاروکی موراکامی»
مقایسه ترجمه‌های کتاب «شهر و دیوارهای نامطمئنش» اثر «هاروکی موراکامی»

در ادامه، بخش‌هایی یکسان از ترجمه‌های مختلف کتاب «شهر و دیوارهای نامطمئنش» اثر «هاروکی موراکامی» را با هم می‌خوانیم.

 مجموعه «قلمرو خار و رز»، بهترین نقطه ورود به دنیای «رومانتزی»
مجموعه «قلمرو خار و رز»، بهترین نقطه ورود به دنیای «رومانتزی»

فیرا، شکارچی نوزده‌ساله‌ای که برای زنده ماندن خانواده‌اش به جنگل می‌رود، گرگی را می‌کشد و ناخواسته پیمانی میان انسان‌ها و پریان را نقض می‌کند.

نکاتی از کتاب «طرف خانه سوان» اثر «مارسل پروست»
نکاتی از کتاب «طرف خانه سوان» اثر «مارسل پروست»

رمان «طرف خانه سوان» نخستین جلد از مجموعه بزرگ «در جست و جوی زمان از دست رفته» است.

مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»
مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»

رمان «خوشه های خشم» اغلب بر کاراکترهایی تمرکز دارد که در شرایطی به‌ظاهر‌ تغییرناپذیر، از خود ایستادگی نشان می دهند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "«ادیسه» اثر نولان؛ چرا همه دوباره به سراغ «هومر» رفته‌اند؟" ثبت می‌کند