1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»

مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»

The Grapes of Wrath

رمان «خوشه های خشم» اغلب بر کاراکترهایی تمرکز دارد که در شرایطی به‌ظاهر‌ تغییرناپذیر، از خود ایستادگی نشان می دهند.

رمان «خوشه های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک» زمانی به انتشار رسید که «رکود بزرگ» کاملا بر آمریکا سایه افکنده بود—دوره‌ای که اقتصاد کشور در طول آن به سرعت سقوط کرد و زندگی و معیشت میلیون ها نفر نابود شد. این زمینه تاریخی بی‌تردید تعداد افرادی را که به شکل مستقیم می توانستند با فقر و رنج توصیف شده توسط «اشتاین‌بک» همذات‌پنداری کنند، افزایش داد.




همچنین، «داست بول» (دوره‌ی طوفان های گرد و غبار شدید) در «اوکلاهما»، محصول خشکسالی و طوفان در دهه ۱۹۳۰ بود که کشاورزی در دشت های آمریکا، به‌خصوص در «اوکلاهما»، را از بین برد. این فاجعه طبیعی به آوارگی صدها هزار خانواده کشاورز انجامید—افرادی که پس از از دست دادن راه امرار معاش خود، اغلب برای یافتن فرصت های بهتر به سوی غرب و «کالیفرنیا» مهاجرت کردند، درست مانند خانواده «جود» در رمان «خوشه های خشم».

شاهکار «اشتاین‌بک» از بسیاری جهات ادامه‌دهنده‌ی سنت افشاگری در مطبوعات در آغاز قرن بیستم است. روزنامه‌نگاران افشاگر اغلب از شرایط هولناکی پرده برمی داشتند که طبقات فرودست آمریکا در زندگی و محیط کار ناچار به تحمل آن بودند. از جمله آثار برجسته در این دوره می توان به کتاب «جنگل» اثر «آپتون سینکلر» اشاره کرد که تصویری افشاگرانه را از زندگی کارگران مهاجر کم‌درآمد در صنعت بسته‌بندی گوشت ارائه می کند؛ و همچنین کتاب «نیم دیگر چگونه زندگی می کند» اثر «جیکوب ریس» که گزارشی تصویری از زندگی در محله های فقرزده‌ی «نیویورک» است. افزون بر این، رویدادهای رمان «خوشه های خشم» اغلب یادآور مضامین یا اتفاقات «کتاب مقدس» هستند که به داستان «اشتاین‌بک» ژرفا، تأثیرگذاری و گستردگی بیشتری می بخشد.




انسانیت

در رمان «خوشه های خشم»، بی‌رحمانه‌ترین مصیبتی که خانواده «جود» با آن روبه‌رو می شود، نه از شرایط طبیعی دشوار ناشی از «داست بول»، بلکه از انسان هایی سرچشمه می گیرد که بیش از همه توانایی کمک به آن ها را دارند: افراد مرفه‌تر، معمولا کسانی که از قدرت برخوردارند. در سراسر کتاب، نهادها و پیشرفت های فناوری به عاملی برای از بین رفتن انسانیت و نوع‌دوستی به تصویر کشیده می شوند. توصیفات «اشتاین‌بک» از پلیس ایالتی نشان می دهد این افراد تحت تأثیر قدرت و اختیارات خود، به فساد کشیده شده‌اند. در نخستین زاغه‌ای که خانواده «جود» در آن ساکن می شود، یک پیمانکار سودجو برای استخدام مهاجران با دستمزدهای ناچیز از راه می رسد و مأموران همراه او، هر کسی را که جرئت اعتراض داشته باشد، به دزدی متهم می کنند.

به شکل مشابه، بانک ها تحت کنترل افراد شاغل در آن ها نیستند و مانند مزارع صنعتی، بدون هیچ محدودیتی گسترش می یابند، بدون این که برای جان انسان ها اهمیتی قائل باشند. هرچه بانک ها و مزارع بزرگ و بزرگتر می شوند، صاحبان‌شان برای افزایش سود خود به کارهای غیرانسانی بیشتری روی می آورند. برخی از مزارع «کالیفرنیا» حتی تا جایی پیش می روند که مواد غذایی کاملا سالم و قابل‌مصرف را نابود می کنند تا قیمت ها را بالا نگه دارند، آن هم در شرایطی که مهاجران گرسنه برای به دست آوردن غذا و کار، رنج می کشند.

«اشتاین‌بک» صاحبان صنعت های مدرن را در قالب موجوداتی ماشینی و غیرعادی توصیف می کند که خود را از شرایط زندگی سایر جامعه جدا کرده‌اند و در نتیجه، انسانیت خود را از دست داده‌اند. این سنگدلی مانند یک بیماری مسری گسترش می یابد—حتی صاحبان کسب‌وکارهای کوچک نیز از مهاجران اهل «اوکلاهما» می ترسند و از حضورشان ناراحت هستند، و ساکنان «کالیفرنیا» گروه هایی شبه‌نظامی را تشکیل می دهند تا مهاجران درمانده را به وحشت بیندازند.

با این وجود، «اشتاین‌بک» گاه جلوه هایی از انسانیت را نیز به نمایش می گذارد، به‌خصوص در میان رنجورترین کاراکترها. این جلوه ها اغلب زمانی رخ می دهد که کاراکتری قوانین یک سیستم ستمگر را زیر پا می‌گذارد؛ نکته‌ای که بار دیگر بر این دیدگاه «اشتاین‌بک» تأکید می کند که نهادهای قدرتمند معمولا به از دست دادن انسانیت و اخلاق گرایش می یابند. پس از آن که مادر خانواده‌ی «جود» در فروشگاه یک شرکت کشاورزی مورد اخاذی قرار می گیرد، می گوید: «اگر گرفتار آسیب‌دیده یا نیازمند هستی، سراغ فقیرها برو. فقط آن ها هستند که کمک خواهند کرد، فقط آن ها.» 

فقیرترین کاراکترها در داستان، اغلب بخشنده‌ترین افراد هستند، و ثروتمندترین افراد نیز خودخواه‌ترین. به این خاطر که بیشتر مهاجران اهل «اوکلاهما»  به‌ندرت می توانند حتی نیازهای خودشان را برطرف کنند، هر نمونه از نوع‌دوستی و کمک در روایت، به لحظه‌ای تأثیرگذار تبدیل می شود.


آبرومندی

با وجود فقر و محرومیت شدید، مهاجران در قالب افرادی به تصویر کشیده می شوند که به حفظ شرافت و آبروی خود اهمیت زیادی می دهند. خانواده «جود»، هرقدر هم شرایطشان بد باشد، حاضر به پذیرفتن صدقه یا دزدی از دیگران نیستند. آن ها هرگاه از کسی کمک می گیرند، به سرعت می کوشند تا بدهی خود را تسویه کنند. این گرایش عمیق به آبرومندی، با نوعی خشم نیز همراه است: وقتی در حق‌شان ظلم می شود، این خشم به آن ها نیرو می دهد تا ایستادگی کنند. «اشتاین‌بک» می نویسد «تا زمانی که می شد ترس را به خشم تبدیل کرد»، خانواده های مهاجر قادر بودند به مبارزه ادامه دهند.

آبرومندی و خشم، بخشی مهم از فرهنگ مهاجران اهل «اوکلاهما» است. به عنوان نمونه، «اشتاین‌بک» خانواده‌ای مهاجر را توصیف می کند که حاضر نیست برای غذای در رستوران، مبلغی کمتر از قیمت درج‌شده را بپردازد، چون پرداخت کمتر از نظر آن ها، تفاوتی با دزدی ندارد. آبرومندی مهاجران همچنین تصویری متضاد با رفتار غیرمنصفانه افراد ثروتمندتر را می آفریند. ثروتمندان آشکارا از هتل ها دزدی می کنند، همان‌طور که بانک ها و مزارع صنعتی، مردم را تا آخرین ذره توان مالی‌شان به استثمار می کشند. «اشتاین‌بک» از طریق توصیف آبرومندی و اخلاق‌مداری فرهنگ مهاجران اهل «اوکلاهما»، به ستایش از سبک زندگی ساده و خوداتکایی آن ها می پردازد و در طرف دیگر، طمع و زیاده‌خواهی طبقات بالادست را محکوم می کند.


ایستادگی

رمان «خوشه های خشم» اغلب بر کاراکترهایی تمرکز دارد که در شرایطی به‌ظاهر‌ تغییرناپذیر، از خود ایستادگی نشان می دهند. در آغاز رمان، خانواده های کشاورز در «اوکلاهما» توسط زمین‌دارانی که زمین هایشان را پس می گیرند، کاملا ناتوان می شوند. با این حال، کاراکتری به نام «مالی گریوز» همچنان در زمین خود می ماند، با وجود این که بارها با مأموران قانون درگیر می شود. او می داند که نمی تواند شرایط خود را تغییر دهد، اما حاضر نیست میراث خود را رها کند. 

لاک‌پشتی که در یکی از فصل های ابتدایی داستان دیده می شود، استعاره‌ای از درماندگی، ایستادگی و شجاعت مردم «اوکلاهما» است: لاک‌پشت در حالی به مسیر خود ادامه می دهد که انسان ها گاه با مهربانی و گاه با بی‌رحمی با آن رفتار می کنند و حتی وقتی خودرویی آن را واژگون می کند، موفق می شود دوباره خود را به حالت عادی بازگرداند. به شکل مشابه، خانواده «جود» حاضر نیستند از سفر خود به سوی غرب دست بکشند، حتی وقتی موانع پیش روی آن ها غیرقابل عبور به نظر می رسد.

این تلاش های فردی، نمادی از ایستادگی کل جامعه است. مردم «اوکلاهما» در اوج ناامیدی و ناتوانی نیز میل و انگیزه خود برای کار کردن را از دست نمی دهند. برخی از آن ها می کوشند در برابر نهادهای بزرگترِ سرکوبگر مقاومت کنند—مانند قانونگذاران، بانک ها و صاحبان مزارع، حتی وقتی این نهادها آن‌قدر قدرتمند هستند که غلبه بر آن ها ناممکن جلوه می کند.


اجتماع

«اشتاین‌بک» در سراسر رمان «خوشه های خشم» به پیوندهای عمیق و روابط پیچیده‌ای می پردازد که به واسطه خویشاوندی، دوستی و احساس تعلق به یک گروه شکل می گیرد. مسیر داستانی خانواده «جود»، از یک سو، اجتماع یا گروهی منسجم را نشان می دهد که عشق و حمایت متقابل اعضای آن از یکدیگر، مانع از آن می شود که امید خود را از دست بدهند. همکاری و کمک متقابل که در خانواده «جود» وجود دارد، از روابط خانوادگی فراتر می رود و دیگر مهاجران را نیز در بر می گیرد. این حمایت متقابل و دوستانه میان مهاجران برای بقای همه آن ها، از جمله خانواده «جود»، ضروری است.

در مقیاسی بزرگ‌تر، یک اجتماع متحد، مزایای خاص خود را به همراه می آورد: قدرت سیاسی. پسر خانواده «جود»، «تام»، در چندین موقعیت با شگفتی به این موضوع فکر می کند که اردوگاه دولتی چگونه می تواند بدون حضور پلیس اداره شود. کمیته مرکزی اردوگاه، گواهی بر قدرت همکاری است، و سیستم خودگردان آن به ساکنان اجازه می دهد بدون از بین بردن استقلال اردوگاه، خودشان قوانین را اجرا و افراد خاطی را مجازات کنند.

همکاری نه‌تنها راهی را در اختیار مهاجران می گذارد تا از تعصبات و پیش‌داوری های موجود در «کالیفرنیا» در امان بمانند، بلکه به آن ها قدرت می دهد تا اتحادیه تشکیل دهند و برای دستمزدهای منصفانه مبارزه کنند. با وجود آزار و سرکوب وحشیانه رهبران اتحادیه، بسیاری از آن ها همچنان به این ایده پایبند می مانند که با همکاری یکدیگر می توانند شرایط زندگی خود را بهبود ببخشند. «اشتاین‌بک» در ستایش از اهمیت همکاری می نویسد:

«ای کسانی که از تغییر متنفرید و از تحول می ترسید. افراد را ... از هم جدا نگه دارید؛ کاری کنید از یکدیگر متنفر باشند، از هم بترسند و به یکدیگر شک کنند. ... خطر همین‌جاست، زیرا دو نفر آن‌قدر تنها و سردرگم نیستند که یک نفر.»





مقالات مرتبط با "مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»"
نگاهی به کتاب «آنک نام گل» اثر «اومبرتو اکو»
نگاهی به کتاب «آنک نام گل» اثر «اومبرتو اکو»

تحقیقات شخصیت های اصلی داستان درباره مرگ های مرموز در صومعه، هرچه بیشتر با کتابخانه صومعه ارتباط می یابد.

بررسی کتاب «کیمیاگر» اثر «پائولو کوئیلو»
بررسی کتاب «کیمیاگر» اثر «پائولو کوئیلو»

برجسته‌ترین مضمون در رمان «کیمیاگر» این ایده است که هر انسان دارای یک «افسانه شخصی» است.

نکاتی از کتاب «آن شرلی در گرین گیبلز» اثر «لوسی ماد مونتگمری»
نکاتی از کتاب «آن شرلی در گرین گیبلز» اثر «لوسی ماد مونتگمری»

«مونتگمری» از طریق رشد و تکامل تخیل «آن شرلی» نشان می دهد که خیال‌پردازی بخشی مهم از مسیر بلوغ است.

دومین دوره مسابقه ادبی ایران‌کتاب
دومین دوره مسابقه ادبی ایران‌کتاب

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "مروری بر کتاب «خوشه‌های خشم» اثر «جان اشتاین‌بک»" ثبت می‌کند