1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. کتاب «بلبل»: عشق و شجاعت در جنگ

کتاب «بلبل»: عشق و شجاعت در جنگ

The Nightingale

رمان «بلبل» به نقش و تلاش زنان برای ایستادگی در طول جنگ جهانی دوم می‌پردازد.

داستان رمان «بلبل» اثر «کریستین هانا» در دوران جنگ جهانی دوم رقم می‌خورد، و شخصیت‌های اصلی آن، شهروندان فرانسوی هستند که اشغال کشورشان توسط سربازان آلمانی را مشاهده می‌کنند. فرانسه در سپتامبر سال ۱۹۳۹ پس از حمله آلمان به لهستان وارد جنگ جهانی دوم شد، و در طول چندین ماه به دفاع از «خط ماژینو» پرداخت: مجموعه‌ای از استحکامات نظامی که در امتداد مرز میان فرانسه و آلمان ساخته شده بود. با این حال، «خط ماژینو» در ماه می سال ۱۹۴۰ سقوط کرد و نیروهای آلمانی به سرعت در سراسر فرانسه پیشروی کردند. در اواسط ژوئن، «نازی‌ها» به پاریس رسیدند و اشغال این شهر را آغاز کردند. در این مرحله، دولت فرانسه تسلیم شد و «نازی‌ها» کنترل آن را به دست گرفتند.




اگرچه «دولت ویشی» (که در آن زمان نهاد حکومتی فرانسه بود) در ظاهر کنترل بخش آزاد فرانسه را در اختیار داشت، در عمل از قدرت چندانی در برابر آلمانی‌ها بهره‌مند نبود و بیشتر به عنوان همدست «نازی‌ها» عمل می‌کرد. جنگ برای شهروندان فرانسوی کاملا ویرانگر و مرگبار بود؛ بسیاری از مردان به اردوگاه‌های کار اجباری «نازی‌ها» فرستاده شدند و اجازه نداشتند به خانه بازگردند. در همین حال، بسیاری از زنان مجبور شدند به تنهایی از خود و فرزندانشان مراقبت کنند. سربازان آلمانی اغلب بهترین مواد غذایی و منابع را برای خود نگه می‌داشتند و جمعیت فرانسه با گرسنگی و بیماری گسترده مواجه بود. فرانسه تا آگوست سال ۱۹۴۴ پس از آزادی پاریس، در این وضعیت هولناک باقی ماند

رمان «بلبل» اثری در ژانر «داستان تاریخی» است که به‌طور مشخص، جنگ جهانی دوم را مورد توجه قرار می‌دهد. بسیاری از نویسندگان معاصر، داستان‌هایی درباره جنگ جهانی دوم نوشته‌اند، از جمله «آنتونی دوئر» (رمان «تمام نوری که نمی‌توانیم ببینیم»)، «هدر موریس» (رمان «خالکوب آشویتس») و «مارکوس زوساک» (رمان «کتاب‌دزد»). 

همچنین رمان «زیر آسمان سرخ» اثر «مارک سالیوان»، شباهت و پیوند ویژه‌ای با رمان «بلبل» دارد. هر دو رمان در کشورهای تحت اشغال «نازی‌ها» رقم می‌خورند و شخصیت‌هایی دارند که به افرادِ تحت تعقیبِ «نازی‌ها» کمک می‌کنند تا به سرزمین‌های بی‌طرف بگریزند. تفاوت اصلی میان این دو داستان این است که رمان «بلبل» در فرانسه اتفاق می‌افتد، در حالی که رمان «زیر آسمان سرخ» در ایتالیا می‌گذرد. 

به علاوه، رمان «بلبل» اثری متعلق به «ادبیات فمینیستی» است و بر روابط میان زنان و فرزندان‌شان تأکید می‌کند. از این نظر، کتاب «بلبل» به رمان «اتاق» اثر «اما دانوگو» شباهت دارد که «کریستین هانا» از آن به عنوان یکی از کتاب‌های موردعلاقه خود نام برده است. مضامین موجود در کتاب «بلبل»—به‌ویژه تم‌های مربوط به تأثیرات روانی و جسمانی جنگ—در سایر آثار «کریستین هانا» نیز به چشم می‌خورد. یکی دیگر از آثار او که این مضامین را به شکل عمیق مورد کاوش قرار می‌دهد، کتاب «تنهای بزرگ» است که به پیامدها و تأثیرات جنگ بر ذهن و روان انسان می‌پردازد.




انتخاب‌های دشوار

رمان «بلبل» در دوران جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افتد، وقتی شرایط هولناک جنگ بسیاری از مردم را وادار کرد اصول اخلاقی خود را زیر پا بگذارند. «ویان موریاک»، یکی از دو پروتاگونیست رمان، مادری است که دائما مجبور می‌شود برای محافظت از دخترش، «سوفی»، و همسرش، «آنتوان»، از باورهای خود درباره انتخاب‌های درست و نادرست چشم‌پوشی کند.

در اوایل رمان، پس از این که سربازان آلمانی کنترل شهر او را به دست می‌گیرند، «ویان» مجبور می‌شود به یک افسر «نازی» به نام «بک» اجازه دهد در خانه‌اش ساکن شود، چون می‌داند مقاومت در برابر او ممکن است جان خودش یا «سوفی» را به خطر بیندازد. روزی «بک» از «ویان» می‌خواهد فهرستی از نام افراد شاغل در مدرسه را به او تحویل دهد. «ویان» نمی‌خواهد از این دستور پیروی کند، اما «بک» به او قول می‌دهد که برای «آنتوان»، که در یک اردوگاه اسیران جنگی گرفتار است، بسته‌ای حاوی مواد غذایی و وسایل مورد نیاز را ارسال خواهد کرد.

در سراسر رمان، نیاز «ویان» به محافظت از خود و خانواده‌اش باعث می‌شود او به شیوه‌هایی رفتار کند که به دیگران آسیب می‌رساند. رمان «بلبل» از طریق پرداختن به انتخاب‌های بسیار دشواری که «ویان» بارها مجبور به رویاروی با آن می‌شود، نشان می‌دهد که جنگ در اغلب اوقات انسان‌ها را وادار می‌کند برای محافظت از خود و عزیزان‌شان، اصول اخلاقی شخصی خود را زیر پا بگذارند.


نقش زنان

کتاب «بلبل» به نقش و تلاش زنان برای ایستادگی در طول جنگ جهانی دوم می‌پردازد. پروتاگونیست دیگر رمان، «ایزابل»، زنی جوان است که از نقشی که جامعه به دلیل جنسیت‌اش برای او تعیین کرده، ناراضی و سرخورده است. دائما به او گفته می‌شود که باید مانند یک بانوی نجیب رفتار کند، اما او هیچ علاقه‌ای به این کار ندارد. پس از آغاز جنگ، «ایزابل» بلافاصله می‌خواهد خانه را ترک کند و همراه مردان بجنگد. الگوی او، «ایدت کاول»، زنی نامدار در طول جنگ جهانی اول است. با این حال، «ایزابل» که می‌داند هرگز فرصت نبرد در خط مقدم را نخواهد داشت، راه‌های دیگری را برای مبارزه پیدا می‌کند.

سرانجام، او به یک گروه مقاومت می‌پیوندد که قصد دارد خلبانان بریتانیایی را که هواپیماهایشان سرنگون شده است، به انگلستان بازگرداند. ظاهر و موقعیت «ایزابل» باعث می‌شود توجه سربازان «نازی» را به خود جلب نکند و بتواند مأموریت‌هایش را درست در برابر چشم آن‌ها به انجام برساند.

«ویان» در مقایسه با «ایزابل»، شرایطی کاملا متفاوت دارد. او پیش از جنگ، نقش سنتیِ زنان در مراقبت از فرزندان و رسیدگی به خانه را بر عهده داشت. می‌توان گفت با آغاز جنگ این نقش تغییر چندانی نمی‌یابد. «ویان» همچنان بیشتر وقت خود را صرف آشپزی، باغبانی و مراقبت از دخترش، «سوفی»، می‌کند. با این حال، پس از این که «نازی‌ها» کنترل شهر «ویان» را به دست می‌گیرند، نقش او پیچیده‌تر می‌شود.

«ویان» در طول جنگ گرایش‌ها و باورهای پیشین خود را حفظ می‌کند و در نقش مادری مهربان برای تعداد زیادی از کودکانی که به‌شدن به چنین کسی نیاز دارند، ظاهر می‌شود. با این حال، شجاعتی که او هنگام به خطر انداختن جانش برای نجات کودکان از خود نشان می‌دهد، این تصور جنسیت‌زده را به چالش می‌کشد که زنان نباید در جنگ مشارکت داشته باشند.

«ویان» و «ایزابل» نه ‌به‌رغم زن بودن، بلکه به دلیل زن بودن موفق می‌شوند در مقابل «نازی‌ها» ابستادگی کنند. «کریستین هانا»  از طریق ارائه تصویری مثبت از زنانگی، نقش‌های جنسیتی سنتی و تصورات نادرست درباره توانایی زنان برای کمک در جنگ را به چالش می‌کشد.


عشق

عشق و جنگ همواره در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند، دقیقا به این خاطر که هر یک قادر است پیچیدگی خاصی به دیگری ببخشد. در رمان «بلبل»، هر دو پروتاگونیست داستان عاشق هستند. «ایزابل» عاشق هم‌رزم خود، و «ویان» عاشق همسرش، «آنتوان»، است.همان‌طور که انتظار می‌رود، جنگ هر دو رابطه عاشقانه را با دشواری مواجه می‌کند.

در بیشتر بخش‌های رمان، «آنتوان» در یک اردوگاه اسیران جنگی به سر می‌برد، بنابراین «ویان» فقط می‌تواند از دور به او عشق بورزد. «ویان» مشتاق دیدار دوباره با «آنتوان» است و بخش زیادی از وقت آزاد خود را صرف فکر کردن به او می‌کند. زنده بودن «آنتوان» به «ویان» امید می‌دهد؛ هر کاری که «نازی‌ها» انجام دهند، او می‌تواند به این امید داشته باشد که «آنتوان» روزی به خانه بازخواهد گشت.

در همین حال، «ایزابل» تقریبا همیشه با معشوق خود در ارتباط است. آن‌ها فرصت دارند با یکدیگر وقت بگذارنند، و هر شب را طوری در کنار هم سپری می‌کنند که انگار آخرین شب زندگی‌شان است. به این خاطر که هر دو عضو گروه مقاومت در برابر «نازی‌ها» هستند، می‌دانند که زندگی‌شان ممکن است هر لحظه به پایان برسد—اما در لحظاتی که در کنار هم هستند، جنگ به شکل موقت متوقف و برای مدتی از زندگی‌شان خارج می‌شود. آن‌ها از حضور یکدیگر و رابطه عاشقانه‌شان استفاده می‌کنند تا از رنج‌های ناشی از جنگ در زندگی روزمره‌شان، فاصله بگیرند. اگرچه عشق در رمان «بلبل» به هیچ وجه راه‌حلی برای رهایی از جنگ نیست، داستان نشان می‌دهد که عشق می‌تواند در دوران جنگ و دیگر دوره‌های دشوار، الهام‌بخش امید و مرهمی برای رنج باشد.





مقالات مرتبط با "کتاب «بلبل»: عشق و شجاعت در جنگ"
کتاب «سیزده»؛ قاتل در جایگاه قضاوت
کتاب «سیزده»؛ قاتل در جایگاه قضاوت

«استیو کاوانا» تعلیق را از نفوذ مجرم به سازوکاری می‌آفریند که قرار است حقیقت را از دروغ جدا کند.

کتاب «همسر شوهرم»؛ معما در خانه
کتاب «همسر شوهرم»؛ معما در خانه

«آلیس فینی» در یک تریلر روان‌شناختی جذاب، وحشت را از لحظه‌ای می‌سازد که معنای خانه، همسر و حافظه تغییر می‌کند.

کتاب «مانیاک»؛ روی مرز دانش و جنون
کتاب «مانیاک»؛ روی مرز دانش و جنون

رمان تاریخ رایانه و هوش مصنوعی را در قالب آزمونی درباره مسئولیت انسان در برابر ساخته‌های خود به تصویر می‌کشد.

کتاب «والدن»: در پناه جنگل
کتاب «والدن»: در پناه جنگل

وقتی «ثورو» به طبیعت می‌نگرد، آن را منبعی پایان‌ناپذیر از خرد، زیبایی و معنویت برمی‌شمرد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب «بلبل»: عشق و شجاعت در جنگ" ثبت می‌کند