کتاب «f**k it do what you love» نوشتهی جان سی. پارکین، اثری در حوزهی خودیاری و توسعهی فردی است که نخستینبار در ژانویهی ۲۰۱۶ توسط ناشر هی هاوس در انگلستان منتشر شد و سپس در ایالات متحده نیز در دسترس قرار گرفت. این کتاب در ادامهی رویکرد شناختهشدهی پارکین به فلسفهی « f**k it» نوشته شده است؛ فلسفهای که او ابتدا در کتابهای پیشین خود با همین عنوان مطرح کرده بود و بر سادهسازی زندگی و رهایی از قید و بندهای غیرضروری تأکید داشت. پارکین در این اثر تمرکز خود را بر مسئلهی شغل و مسیر زندگی گذاشته است؛ بر این واقعیت که بسیاری از افراد در سراسر جهان، بهویژه در جوامع صنعتی، در کارهایی گرفتار شدهاند که برایشان خالی از معناست. او به نظرسنجیها و شواهد آماری استناد میکند تا نشان دهد که بخش بزرگی از نیروی کار احساس رضایت نمیکند و سپس این پرسش را مطرح میکند که چرا با وجود آگاهی از نارضایتی، افراد همچنان در همان وضعیت باقی میمانند. پاسخ او، مجموعهای از موانع درونی و بیرونی است: باورهای غلطی همچون «کار باید سخت باشد»، «لذت بردن از کار نشانهی تنبلی است» یا «من نمیتوانم از انجام کاری که دوست دارم پول دربیاورم». این باورها به همراه ترسهای مالی، فشارهای اجتماعی و ترس از ناشناختهها، مانع اصلی حرکت به سوی یک زندگی اصیلتر معرفی میشوند. کتاب نهفقط با طرح مسئله، بلکه با ارائهی مجموعهای از راهکارها و تمرینها، خواننده را دعوت به عمل میکند. پارکین میخواهد به مخاطب نشان دهد که تغییر همیشه با تصمیمی ریشهای آغاز میشود و همین تصمیم میتواند سرمنشأ حرکتی تدریجی اما پایدار باشد. لحن او جسورانه و بیپرده است و از عباراتی چون «به جهنم» برای شکستن سد ترس و انفعال استفاده میکند. همین زبان بیتعارف، کتاب را از بسیاری آثار مشابه متمایز میکند، چرا که خواننده را با تکانی ناگهانی مواجه میسازد و او را وادار میکند دربارهی واقعیتهای شخصی خود صادقانه بیندیشد. پارکین تجربهی زیستهی خود را نیز به میان میآورد: او پیشتر مدیر موفقی در صنعت سرگرمی لندن بود اما همهچیز را رها کرد و همراه خانواده به ایتالیا رفت. او از دل این انتخاب، هم سبک زندگی تازهای برای خود ساخت و هم فلسفهی «لعنتیاش کن» را بهعنوان روشی برای رهایی دیگران پرورش داد. این پشتوانهی تجربی به کتاب اعتبار ویژهای میبخشد، زیرا نویسنده صرفا از تئوری سخن نمیگوید بلکه نمونهی زیستهای از تغییر است. مضامین محوری کتاب بر اصالت، شجاعت و بازتعریف موفقیت متمرکز است. پارکین خواننده را به خروج از منطقهی امن و مواجهه با ریسک دعوت میکند و همزمان تأکید دارد که باید تعادلی میان رویا و واقعیت برقرار کرد. او با وجود لحن تند و بیپروا، به مسائل مالی و نیاز به برنامهریزی نیز توجه دارد تا مخاطب را به پرشهای کورکورانه تشویق نکند. این ترکیب عملگرایی و انگیزهافزایی، کتاب را در دستهی آثاری قرار میدهد که هم الهامبخشاند و هم کاربردی. از نقاط قوت اثر، زبان پرشور و روایت مستقیم آن است که برای خوانندهی خسته از کلیشههای ادبیات انگیزشی تازگی دارد. همچنین تمرینها و توصیههای عملی، کتاب را از سطح صرفا شعاری بالاتر میبرند. با این حال، برخی خوانندگان ممکن است تکرار مضامین آشنا در ژانر خودیاری یا عمق نسبتا کم در پرداخت به ریشههای ساختاری نارضایتی را ضعف بدانند. افزون بر این، توصیههای نویسنده برای کسانی که در شرایط مالی یا اجتماعی دشوار قرار دارند، ممکن است بیش از حد خوشبینانه یا غیرعملی جلوه کند. در نهایت، «f**k it do what you love» کتابی است که میتواند بهویژه برای کسانی که در وضعیت رکود یا بیانگیزگی شغلی گرفتار شدهاند، جرقهای از امید و شهامت باشد. پیام اصلی آن ساده اما اثرگذار است: زندگی کوتاهتر از آن است که صرف کاری شود که دوستش ندارید. هرچند این پیام برای برخی بدیهی به نظر برسد، اما در ترکیب با سبک روایت پارکین، قدرتی تازه مییابد. این کتاب را میتوان هم بهعنوان تلنگری انگیزشی خواند و هم بهعنوان راهنمایی عملی برای بازاندیشی در کار و زندگی.