1. خانه
  2. /
  3. کتاب علل جنگ و گسترش صلح

کتاب علل جنگ و گسترش صلح

نویسنده: آزر گات
4.4 از 2 رأی

کتاب علل جنگ و گسترش صلح

آیا جنگ باز خواهد گشت؟
The Causes of War and the Spread of Peace
ناموجود
35000
درباره آزر گات
درباره آزر گات
آزر گات (متولد 1959 در حیفا، اسرائیل) محقق و نویسنده تاریخ نظامی، استراتژی نظامی و جنگ و صلح به طور کلی است. گات همراه با استیون پینکر و دیگران استدلال می‌کند که جنگ در دنیای امروز رو به افول است. او در حال حاضر استاد امنیت ملی است و در دومین دوره خود (اول از 1999-2003) به عنوان رئیس گروه علوم سیاسی در دانشگاه تل آویو مشغول به کار است. او بنیانگذار و رئیس برنامه کارشناسی ارشد اجرایی دانشگاه در دیپلماسی و امنیت است. گات همچنین یک سرگرد در ارتش اسرائیل است. 

دسته بندی های کتاب علل جنگ و گسترش صلح
نظر کاربران در مورد "کتاب علل جنگ و گسترش صلح"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

من نتوانستم متن ترجمه را پیدا کنم ولی متن کتاب به‌زبان انگلیسی را که در اختیار دارم بسیار جذاب و مناسب حال این اوقات ماست. نویسنده از دید فردی که یک پا در آکادمی و پژوهش و یک پا در میدان سیاست‌گذاری امنیت ملی و جنگ (آن‌هم در کشوری که تاریخش سراسر اشغال‌گری و تحمیل جنگ به دیگران است) دارد، به موضوع نگاه کرده است. شاید بتوان گفت او از دید خود «فلسفه‌ی جنگ» را نوشته است زیرا وقتی از چرایی موضوعی بحث می‌کنم خواه‌ناخواه با حوزه‌ی فلسفه وارد می‌شویم. با پوزش از مترجم محترم، چون دست‌رسی به متن ترجمه نداشتم، سطرهایی از مقدمه‌ی نویسنده را ترجمه کرده‌ام که برای آگاهی خواننده‌های بالقوه تقدیم می‌کنم: علل جنگ – دلیل جنگیدن انسان‌ها- یکی از پرسش‌های اساسیِ حیات بشر است. این موضوع که در طول ‏اعصار بسیار گمانه‌زنی‌ها و دغدغه‌های بسیاری بوده، هم‌چنان به‌سان معمایی باقی مانده است. همواره دو نگاه متضاد ‏به جنگ ابراز شده است. از یک سو، استنباط از جنگ، از دیدگاهی سودانگارانه به عنوان ابزاری عقلایی ‏برای نیل به اهداف مطلوب – ادامه‌ی سیاست دولتی با تمهیدی دیگر، چنانکه کارل فون کلاوزویتس ‏نظریه‌پرداز جنگ به خوبی بیان کرد- قرار دارد. در سطح عاطفی، مردم در طول تاریخ جنگ را ستوده‌اند و ‏از قهرمانان و دلیری‌هایش سرودها سروده‌اند. از سوی دیگر، و با همان شدت، مردم از جنگ به مثابه‌ی ‏بلایی آسمانی که بر سر بشر بیچاره فرود آمده، همراه با طاعون و قحطی و اغلب در کنار آنها، نالیده‌اند. بر ‏اساس این دیدگاه، جنگ کاری کاملاً بی‌معناست که مرگ‌بار بودن، ویرانگری و رنج ناشی از آن بر هر سود ‏احتمالی برای هر یک از طرف‌های درگیر برتری دارد. جنگ به مثابه امری پوچ، خطایی تراژیک یا ‏‏«پارادوکس زندانی» در دنیای مدرن امروزی به مفهومی گسترده تبدیل شده است. کدام‌یک از این دو نگاه ‏متضاد درست است و آیا می‌توان آنها را با هم آشتی داد؟ در تبیین اینکه چرا مردم می‌جنگند باید هر دو را ‏در نظر گرفت.‏

1405/05/01 | توسطتقی قیصری
0
| |